ابراهيم عاملي ( موثق )

16

تفسير عاملي ( فارسي )

معرّفى شدند بگمراهى و اعتقاد از ظنّ و گمان و الهام از شيطان و بد راهى دادن و گمراه كردن ديگران و تشويق به خوردن مردار ، در اين دو آيه داستان و مثلى آورده شده است تا فرق باشد ميان آن كافران گمراه و مؤمنين راه يافته ، تا مردم بشناسند كافران را كه چون كارشان در نظرشان پسند بوده ميان روشنى و تاريكى فرق نگذارده‌اند ، و اساس و روش آفرينش خداوند بر اين است كه بدكاريها و سيئات موجب مكر و تزوير شود ولى از آن سود نبرند . تفسير صفى : صفيعليشاه اين آيه را چنين سروده است : آن كه باشد مرده آيا در ضلال يا بكفر و جهل و نقصان و و بال زنده پس كرديم او را در ظهور از ره اسلام و علم و عقل و نور نورى از برهان بر او داديم نيز تا دهد مر حقّ و باطل را تميز ميرود با آن ميان مردمان بر طريق راست بر امن و امان همچو آن كو مانده بر ظلمات جهل هم برون آينده نبود زو بسهل آنچنان كايمان بقلب مؤمنان يافت زينت بى توهّم بى گمان كافران را همچنين آراسته گشت در دل آنچه نفس آن خواسته « وَكَذلِكَ جَعَلْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكابِرَ مُجْرِمِيها لِيَمْكُرُوا فِيها » 124 تنوير المقباس و ديگران : يعنى همچنان كه در مكّه مردم با قدرت هستند كه مكر و آزار ميكنند در هر سرزمينى چنين مردمى بوده‌اند . مجمع : يعنى همچنان كه مؤمنين داراى نور و روشنى شدند همچنين كافران داراى مكر و حيله شدند با اين تفاوت كه مؤمنين حسن اختيار داشتند و از وسائل كه در اختيار داشتند به راه خوب رفتند و كافران سوء انتخاب داشتند و بد را پسنديدند ، و جمله ى « جَعَلْنا » در هر دو بمعنى تغيير و گرداندن است با اين تفاوت كه در اوّل اين تغيير لطفى است از جانب حقّ بمؤمنين ، ليكن در دوّم آزاد گذاشتن و تمكين است از جانب حقّ براى كافران كه در كار خود آزاد هستند و جرم و مكر را انتخاب ميكنند ، و لام « لِيَمْكُرُوا » بمعنى عاقبت و نتيجه است يعنى نتيجه ى جرم مكر است