ابراهيم عاملي ( موثق )

15

تفسير عاملي ( فارسي )

تفسير ابو السّعود : يعنى كار آنها از جانب خدا بوسيله ى خلق و آفرينش آنگاه كه شيطان الهام كرد ، در نظرشان آراسته و زيبا بود ، و يا كار آنها از جانب شيطان بوسيله ى تسويل وسوسه و اغفال در چشم خودشان آراسته و زيبا نمودار مىشد . تفسير نيشابورى : بيانى در تمام جمله هاى اين آيه دارد كه ما ترجمه ، و تشريح ميكنيم : در آيه « كفر » مرگ ناميده شده است براى اينكه كفر مولود جهل است و سرگردانى و بيچارگى ، و مرگ هم آخر درجه ى بيچارگى است ، و شخص مرده راه به جائى نميبرد ، همچنين كافر كه نادان است ، و هدايت علم است و بصيرت و هر دو موجب رستگارى هستند و رسيدن بمطلوب ، پس دين مانند نور است و حيات كه وسيله وصول به مقصود است ، بعضى علماء گفته است « شايد مقصودش امام فخر باشد » جمله ى « أوَ مَنْ كانَ مَيْتاً » اشاره است باوّل مرتبه ى نفس آدمى كه فقطَّ آمادگى او است براى خير و سعادت و اين استعداد را حكما عقل هيولانى مينامند ، و جمله ى « فَأَحْيَيْناه » اشاره است بدرجه ى دوّم نفس كه مرتبه اى از كمال را فرا ميگيرد ، و اين مرتبه در نزد اهل فن عقل بالملكه ناميده شده است كه علوم كلى اولى و ملكات انسانى در او نمودار مىشود ، و جمله ى « جَعَلْنا لَه نُوراً » اشاره است بمرتبه ى سوم كه مطالب عقلى از راه كسب و كوشش براى آدمى فراهم مىشود ولى به همه ى آنها مسلَّط و حاضر الذّهن نيست و اين درجه علم را عقل بالفعل مينامند يعنى علم و فهم نزديك به عمل ، و جمله ى « يَمْشِي بِه فِي النَّاسِ » نشانه ى مرتبه ى چهارم كمال آدمى است كه آخر درجه ى كمال و استفاده است و عقل بالمستفاد ناميده‌اند كه معارف و جلوه هاى روحى براى نفس مهيّا شده است و به آن نورانى است و پرتو علم و معرفت از او روشنى ميدهد ، و نسبت بكافر كه گفته شده است « فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ » براى آن است كه نادانى و بدخوئى نهاد و فطرت آدمى را به صورت تاريكى و بيچارگى در ميآورد بطورى كه هميشه سرگردان است و حيران . تفسير عبده : ارتباط اين آيات بآيت جلو اين است كه چون عموم مردم