ابراهيم عاملي ( موثق )
148
تفسير عاملي ( فارسي )
انسان گذارده است براى آن است كه آنچه بخواهند بكنند و آنكه اندازه اش اسب بيست دينارى است بده هزار درهم اسب بخرد ؟ اين است معنى « كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا » ، و نيز آنحضرت فرمود : آن كه قوت و وسيله ى زندگى يك روزه دارد اگر از كسى چيزى بخواهد از مسرفين است و مشمول اين آيه است . « قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّه » 31 طبرى : ابن زيد گفته است : مقصود آن مردمى است كه در هنگام حجّ و عمره از گوسفند و منافع آن احتراز ميكردند و بر خود حرام ميدانستند . ابن عبّاس گفته است : مقصود آن چيزها است كه عرب بر خود حرام ميدانست . مجمع : بعضى گفتهاند : مقصود لباس زيبا است كه وسيله ى آرايش است ، و خوراكهاى لذيذ و يا هر چيز خوب و حلال . « هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً » 31 مجمع : نافع « خالصة » با نصب و صداى بالاى تاء خوانده است و ديگران با رفع و صداى جلو قرائت كردهاند . ابن عبّاس گفته است يعنى از خوشيهاى زندگى مؤمن و كافر در دنيا شريك هستند ، و در عالم ديگر منحصر بمؤمن است و كافر بهره اى از آنها ندارد ، جبّائى گفته است : يعنى در قيامت براى مؤمن همين خوشيها و لذّتها مهيّا است و خالص است از هر اندوه و گرفتارى و نقص . « حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَما بَطَنَ وَالإِثْمَ » 32 فخر : فواحش يعنى گناهان بزرگ و مهمّ كه گناه كبيره مينامند ، و اثم بمعنى هر گناه يا گناه صغيره و بعضى گفتهاند : فواحش آن است كه حدّ و مجازات بر آن معيّن نشده است ، و اثم آن است كه مرتكب آن بايد مجازات شود . « وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ » 32 مجمع و امام فخر : ظاهر آن است كه مقصود از « بغى » ظلم و فساد نسبت به غير باشد و ياغى شدن ، و مقصود از « بِغَيْرِ الْحَقِّ » آن است كه اگر كسى بموجب حكم شرع مستحقّ مجازات بود از اين حكم مستثنى است ، و تجاوز به او جايز خواهد بود . « وَأَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّه » تا آخر آيه 32 طبرى : مقصود از سلطان دليل و برهان