ابراهيم عاملي ( موثق )
149
تفسير عاملي ( فارسي )
است ، يعنى بتها كه شريك خدا ميپنداريد ، و برهنه كه طواف ميكنيد ، و آن حيوانات « بحيره ، وصيله ، سائبه ، حام » كه بر خود حرام كرديد ، همگى ادّعاى بىدليل است و سخن و تهمت بنادانى است . سخن ما : 1 - آيت اوّل جمله « خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ » ميفهماند لازم است هميشه انسان پيراسته و بزينت اندازه و مناسب خود آراسته باشد ، چون وقتى كه در مسجد و جاى نماز كه همه متوجّه بعالم ديگر هستند و بآداب و رسوم ميان مردم چندان توجّه نميشود بايد زينت و آرايش داشت ، پس در ديگر وقتها كه مردم متوجّه به ظاهر وضع يكديگر هستند بيشتر بايد مواظب خود باشند . 2 - جمله هاى « كُلُوا وَاشْرَبُوا » تا آخر ميفهماند : بر انسان لازم است از موادّ عالم حدّ اكثر استفاده بكند ولى با نگاهداشتن اندازه و احتراز از زياده روى . شوپنهاور گفته است : شخص عاقل بايد آن قدر پس انداز كند كه سرمايه ى مختصرى بدست آورده و در پرتو آن بتواند بفراغت خاطر زندگانى كند ، نيكبخت كسى است كه بلذّات معنوى توجّه خاصّى داشته باشد و ضمنا از يك در آمد خاصى استفاده كند . ( افكار شوپنهاور ترجمه ى مشفق صفحهء 78 ) . دكتر سياسى در كتاب تكليف اخلاقى نوشته است : وجدان ميگويد « ميانه رو باش » مصلحت جوئى و نفع پرستى ميگويد : ( ميانه رو باش تا سالم بمانى ) بديهى است كه در مورد اخير چنان كه كسى چشم از سلامت بپوشد ، خود را مجاز ميداند كه ميانه رو باشد . 3 - آيت سوّم « مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّه » تا آخر تأكيد و تثبيت مطلب جلو است كه لذت زندگى براى انسانى است ، رياضت و محروميّت از آن زشت است ، و جمله ى هى « خالِصَةً » تا آخر علاوه بر بيان يك حقيقت وسيله ى دلدارى محرومين است كه اگر كار و كوشش شما را از زينتها و لذّتهاى زندگى برخوردار نكرد مطمئن باشيد كه نتيجه ى اين جنب و جوش و كسب و كار زندگى در عالم ديگر زينت و لذّت خالص و بيرنج است كه در اختيار شما خواهد بود .