ابراهيم عاملي ( موثق )
140
تفسير عاملي ( فارسي )
بعضى واجب است و بعقيده ى اكثر مستحب است . تأويلات كاشانى : يعنى هر وقت و بهر جا كه بايد سجده كنيد مواظب باشيد كه شخص خود را در كمال استقامت بداريد تا بافراط و تفريط نرويد و از رنگدادن به - عمل خود و تيره كردن آن بمقاصد سوء احتراز كنيد و سجده چهار جور است : 1 - سجده ى تسليم و اطاعت كه با صدق و اخلاص و بيريا و نفاق متوجّه بحقّ باشد و مطابق آنچه به او دستور رسيده است رفتار كند و همين است حقيقت عدالت ، 2 - سجده ى فناى در افعال ، يعنى آنچه براى خدا و روى به خدا انجام ميدهد با تمام شرايط باشد و بطورى در عمل محو و فانى باشد كه كار را از خدا بداند و نه خود و نه ديگرى را در عمل موثر نداند و تمام حركات و سكنات خود را از او بداند ، 3 - سجده ى فناى در صفات حقّ كه در توجّه بحقّ طورى عمل خود را با شرايط و كامل انجام دهد كه هيچ صفتى و خصوصيّتى براى حقّ در نظر نياورد ، و ترس و طمع از انتقام و مغفرت در خود حسّ نكند ، و به چيزى در آفرينش از چشم خود ننگرد كه پسند و ناپسند خود شمارد ، با ميانه روى و عدالت در عمل كه در فناى خود بافراط نرود و منكر و معروف را ببيند و از امر و نهى آن خوددار نشود ، و هم در اين حالت دانائى و بينائى از دست ندهد و بر منكر و مخالف خشم نگيرد و از اندازه ى خود تجاوز نكند . 4 - در ذات حقّ يعنى آنطور روى دل بحقّ دارد كه جز او نبيند و دوئى و جدائى در نظرش نيايد ، و عدالت اين حالت آن است كه خود را به چيزى نشمارد و پرده ى منم گوئى و منم زدن مغرورش نكند تا زنديق شود و همه چيز مباح داند ، و دست از هر وظيفه بدارد . « مُخْلِصِينَ لَه الدِّينَ » 29 حافظ گفته است : صوفى نهاد دام و سر حقّه باز كرد بنياد مكر با فلك حقّه باز كرد اى دل بيا كه ما بپناه خدا رويم ز آنچه آستين كوته و دست دراز كرد صنعت مكن كه هر كه محبّت نه راست باخت عشقش به روى دل در محنت فراز كرد