ابراهيم عاملي ( موثق )

137

تفسير عاملي ( فارسي )

گوى گريبان گشوده مردمرا ميگفت : سگان را بكشيد و كبوتر بازى مكنيد ، آنگه گفت : از خداى بترسيد در سرّ كه از رسول خدا شنيدم كه او گفت : هيچ بنده اى نبود كه او عملى كند در سرّ و الَّا خداى از آن عمل بر او ردائى پوشاند اگر خير باشد ، و اگر شرّ ، آنگه اين آيه برخواند « وَرِيشاً وَلِباسُ التَّقْوى » و گفت لباس التّقوى نيكو طريقتى باشد ، عروه بن الزّبير گفت : ترس خداى باشد ، جبّائى گفت : مراد جامه ى پارسايان است از صوف و جامه ى خشن و آنچه زهّاد و عبّاد را باشد ، حسين بن علىّ المغربى گفت : مراد لباس اهل بهشت است ، گفت دليلش « ذلِكَ خَيْرٌ » و ذلك اشارت بغايتى باشد دور ، مجاهد گفت : براى آن منّت نهاد بجامه ى عورت پوش بر ما ، كه عرب برهنه طواف كردندى گرد خانه مكشوف العورة جز قريش ، و بعضى دگر گفتند : براى آنكه از اصناف خلق كس جامه پوش نباشد مگر بنى آدم . « يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما » 27 طبرى : ابن عبّاس گفته است : لباس آنها از جنس ناخن بود كه از تنشان جدا شد ، وهب بن منبّه گفته است : نور بوده است ، مجاهد گفته است : مقصود تقوى و پرهيزگارى است . « يَراكُمْ هُوَ وَقَبِيلُه » 27 مجمع : حسن بصرى و ابن زيد گفته‌اند : يعنى مىبيند شما را شيطان و اولاد او ، و ديگرى گفته است : يعنى شيطان با قشون و پيروان - خود شما را مىبيند . « مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ » 27 ابو الفتوح نوشته است : مالك دينار گفت : دشمنى كه او تو را بيند و تو او را نبينى عظيم المؤنة بود و شديد المحنة الَّا من عصمه اللَّه ، الَّا آن را كه خداى نگاه دارد ، يحيى بن معاذ گفت : شيطان قديم است و تو حديث و شيطان محتال است و تو سليم جانب ، شيطان تو را بيند و تو او را نبينى ، و شيطان تو را فراموش نكند و تو او را فراموش كرده اى ، و او را از تو بر تو ياد است و تو را بر او ياد نيست ، و رسول گفت : شيطان از بنى آدم چنان رود كه خون بر تن دل تو مسكن او و عروق تو رهگذر او پس با او مقاومت نتوان كرد الَّا بعون اللَّه . ذو النون مصرى گفت : اگر او تو را بيند از آنجا كه تو او را نبينى ، خداى او را بيند