ابراهيم عاملي ( موثق )

123

تفسير عاملي ( فارسي )

از آن كوتاه است ، به اين معنى هم اشاره باشد كه سرگذشت آدم و شيطان متوجّه مىكند مردم را به چند خاصيّت نفسانى و اميال و عواطف روانى انسان : اوّل - بجمله ى « قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا » حسّ مناعت و بزرگ منشى و شخصيّت انسان تقويت مىشود كه در نخستين پيدايش خود مسجود ملك شد ، پس قدر اين صورت آدمى در آفرينش جهان خاكى بيش از هر موجودى است و عاليتر موجودات كه ملك است نسبت به او فروتن شد ، پس البتّه ديگر موجودات هم نسبت به او فروتن هستند و فرمان او را مىبرند ، و بايد بيش از بيش از اين شخصيّت خود استفاده كند ، دوّم - بجمله ى « إِلَّا إِبْلِيسَ » خاصيّت ديگر معرّفى شده است كه خود پسندى است و نافرمانى و بدبينى و بايد با كمال كوشش از آنها احتراز شود ، چون موجبات منفى و نيستى و نابودى هستند ، سوّم - بجمله ها « خَلَقْتَنِي » و « خَلَقْتَه » معرّفى مىشود زشتى قياس و سنجش و قضاوت بىقيد و شرط ، كه بقول علماى اجتماع : نگرانيها و اعتراض مردم نتيجه ى قضاوت و توقّع نادرست آنها است نسبت به ديگران ، چهارم - بآيت سيزدهم « قالَ فَاهْبِطْ » تا آخر ، نشانداده شده است دنباله ى اين اخلاق و روش زشت كه آخر آن ، سقوط از امتيازات و خروج از اجتماعات و حرمان از دوستى و همكارى است ، پنجم - از « فانظرني » تا آخر آيات ، يك بيدار باش هميشگى است براى آدمى كه از آغاز پيدايش با دشمن درونى دست بگريبان بوده و هست و خواهد بود ، پس قدرت و وسائلى كه در دست دارد ، او را گول نزنند كه پيوسته - خطرهاى نهانى او را در كمينند و با اندك غرور و غفلت همه سرمايه ى آدمى او نابود خواهد شد ، اينجا سرگذشتى كه خود قسمتى از آن را شاهد و ناظر بودم بخاطرم رسيد كه به خوبى نشان ميدهد نتيجه ى غرور آدمى و گرفتارى او را بدست شيطان : جوانى از افراد نازل خانواده ى دامنه دارى كه شخصيّتهاى برجسته و درجه ى يك شهر از آن خانواده بودند ، پس از مدّتى كه در شهرهاى مختلف كشور مأموريّتهائى انجام داد ، برياست يكى از ادارات مهمّ شهر خود ارتقاء يافت ، و با غرور و نخوتى از اندازه بدر وارد شد ، و البتّه بزرگان قبيله را به چيزى نميشمرد ، بيچاره روزى در خيابانى