ابراهيم عاملي ( موثق )

122

تفسير عاملي ( فارسي )

فخر : چون حواسّ پنجگانه ى ظاهر آدمى ، و هم حواسّ پنجگانه ى باطنى و هم ميل بغضب و شهوت و هم قواى هفتگانه ى درونى كه هضم و دفع و گردش خون و غير اينها تمام نوزده وسيله است براى دعوت و كشاندن انسان بهوى و هوس ، و فقطَّ يك قوه ى عقل و تميز جلوگير او است و معلوم كه يك در برابر نوزده بيچاره و ناتوان است ، پس بيشتر مردم پى حقّ نميروند ، و شيطان اينرا ميدانسته است . « قالَ اخْرُجْ مِنْها مَذْؤُماً » مجمع : زهرى با تخفيف همزه « مذءما » خوانده است ، و ابن زيد گفته است : يعنى بيرون شود به صورت زشت و ناپسند ، مبرّد گفته است يعنى معيوب ، و ابن عبّاس و قتاده گفته‌اند : يعنى : خوار و ملعون . روح البيان : اين اشعار سعدى را نوشته است : نه ابليس در حقّ ما طعنه زد كزينان نيايد بجز كار بد فغان از بديها كه در نفس ماست كه ترسم شود ظنّ ابليس راست چو ملعون پسند آمدش قهر ما خدايش بر انداخت از بهر ما كجا سر بر آريم از عار و ننگ كه با او بصلحيم و با حقّ بجنگ سخن ما : 1 - اگر در آيت اوّل « وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ » تا « قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ » شكر را كه بمعنى ستايش صاحب نعمت معنى كرده‌اند ، در اين آيه كه مقصود شكر در برابر نعمت خداوند است ، پاس نعمت داشتن و قدر دان بودن و به آن ارزش دادن معنى كنيم ، ممكن است بگوئيم : شايد اين آيه اشاره باشد بغفلت مردم از آنچه خداوند در اختيارشان گذاشته است كه در استفاده ى از زمين و منافع ممكنه ى آن حكم را دارند كه همانند بينند بخورند و نه پرواى بيچاره اى دارند و نه انديشه ى پيشرفت و بهره ى بهتر و بيشتر ، مگر عدّه اى اندك كه مرد كار و كوشش هستند و هم خود از اين نعمتهاى خداوند بيشتر و بهتر بهره مىبرند و هم ديگران از كار آنها استفاده مى - كنند ، 2 - بقيّه ى آيات قضيّه آدم و شيطان است كه در سوره ى بقره مطالبى نوشته - ايم و اگر عمر بود در سوره هاى ديگر باز بخواست خداوند خواهيم نوشت ، در اين آيات آنچه بخاطر ميرسد و ممكن است در ضمن هزاران مطالب ديگر كه فكر و عقل ما