ابراهيم عاملي ( موثق )
89
تفسير عاملي ( فارسي )
ديگر بود بعسفان در غزاه بنى أنمار ، و ابتداى قصر آنگه كند كه از بناهاى شهر خويش يا ده خويش بيرون شود ، اگرچه از ميان كشتزار درزان كه به شهر متصل بود بيرون نشده باشد روا است . « وَإِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ تا آخر » 102 طبرى از كسانى كه با پيغمبر ( ص ) در ذات الرّقاع « 1 » نماز خوف خواندهاند نقل شده است : يك دسته با پيغمبر بصف نماز شدند ، و دسته ى ديگر بجلو دشمن ايستادند ، آن حضرت با صف خود يك ركعت خواند و ايستاد تا آنها خود نماز را تمام كردند و رفتند بجلو دشمن و دسته ديگر آمدند و با پيغمبر ( ص ) مشغول نماز شدند . چون پيغمبر نشست آنها برخاستند و نماز را خود تمام كردند و آن حضرت منتظر شد تا آنكه با آنها سلام نماز گفت . ابو الفتوح نوشته است : اين آيه در وقتى آمد كه رسول عليه السّلام بعسفان « 2 » بود و مشركان بضجنان « 3 » ، رسول عليه السّلام نماز پيشين بكرد و از ميان مسلمانان و كافران مسافتى بود ، ايشان سگالش آن كردند كه بسر مسلمانان فرود آيند ، خداى تعالى رسول را از كيد ايشان خبر داد ، بىآنكه كسى از ايشان بلشكرگاه رسول آيد ، و گفتند سبب اسلام خالد وليد اين بود . « وَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ كانَ بِكُمْ أَذىً مِنْ مَطَرٍ » 102 ابو الفتوح نوشته است : بعضى گفتند در عبد الرّحمن عوف آمد كه او را بيمارى بود و سلاح نميتوانست برگرفتن و كلبى گفت : كه آيت در رسول عليه السّلام آمد ، و آن ، آن بود كه رسول عليه السّلام بغزاة محارب و بنى أنمار شد ، بمنزلى فرود آمد و مسلمانان فرود آمدند و از مشركان
--> ( 1 ) ذات الرّقاع كوهى است كه بواسطه ى رنگهاى سياه و سفيد و قرمز برنگ ابلق نمودار است و جنگ ذات الرّقاع به همين مناسبت ناميده شده است و شايد چون پاى لشكريان زخم شده بود و پاره ها به پا بسته بودند به اين نام ناميدهاند يعنى جنگ داراى رقعه و وصله قاموس . ( 2 ) عسفان بر وزن عثمان : سرزمينى است در دو منزل فاصله از مكّه . قاموس . ( 3 ) ضجنان بفتح اوّل بر وزن سكران كوهى است نزديك مكّه و كوهى است در باديه و بيابان عربستان . قاموس . ( مصحّح )