ابراهيم عاملي ( موثق )
521
تفسير عاملي ( فارسي )
« وَما جَعَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً . وَما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ » 108 مجمع : در اين جمله ها « حفيظ و عليم » هر دو گفته شده است براى اختلاف معنى آنها ، چون « حفيظ » آن است كه جلوگير از بديها و نگهبان است ، و و كيل مواظب خيرات و تهيّه ى احتياجات است . سخن ما : 1 - جمله ى « كَذلِكَ نُصَرِّفُ » مىفهماند چنان كه تاكنون خوانده شده است در آينده نيز چنين خواهد بود كه با جمله ها و تعبيرهاى مختلف سخن - را عوض ميكنيم و همانطور كه آئين سخن گفتن و پند و اندرز است و بعبارات مختلف مطلب را بيان ميكنيم تا مردم بفهمند و استفاده كنند ، و البتّه آنها كه مردم با بصيرت و دانش هستند نتيجه ميگيرند ، و ديگران هم اقرار ميكنند كه تو درس خود را گفتى و كار خود را كردى و يا مىگويند : ز ديگرى ياد گرفتى . و در نتيجه وسيله ى راهنمائى و تبليغ فراهم شده است ، و هر كس نپذيرد بر پيغمبر اعتراض ندارد ، چون خود اقرار كرده است كه مكرّر گفتى ، و در حقيقت اين جمله بيان ديگرى است از همان جمله ى جلو گفته شده است : « قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ » تا آخر و اگر كسى تهمت زند و گويد از ديگرى درس گرفته اى باز هم اين تنوّع آيات نشانه است كه اين تهمتى است از بيخردى و سرسختى ، 2 - جمله ى « وَلِيَقُولُوا دَرَسْتَ » چنان كه از مفسّرين نقل كرديم . معانى مختلف شده است ، ولى ظاهر آن است كه بگوئيم لام علَّت تصريف را ميفهماند و جمله ى « درست » بمعنى تكرار و درس است ، و مفاد جمله محكوميّت و بسته شدن راه عذر و آماده كردن وسيله براى مخالفين است و نتيجه چنين است بقدرى مطلب را تغيير ميدهيم و تعبير ميكنيم تا آن كه خود هم اقرار كنند كه تو مكرر ميگوئى و تصديق نمايند كه آنچه لازم بود گفتى ، 3 - جمله ى « لَوْ شاءَ اللَّه ما أَشْرَكُوا » يعنى اگر خدا بخواهد آنها مشرك نميشوند مفسرين بحث مفصّل كردهاند و ما در گذشته نوشتهايم و باز مينويسم كه كسى از سرنوشت و مشيّت خداوند و تقدير ازلى خبردار نيست ، و بايد آنچه عقل و وظيفه حكم مىكند رفتار كند و اين جمله مجوز شرك نيست .