ابراهيم عاملي ( موثق )

518

تفسير عاملي ( فارسي )

و خرد برايتان آمده پس آنكه ز بينائى خود بهره برد و خردمند باشد سود آن براى خودش باشد و آنكه كور از آن ماند زيان آن بيند و من نگهبان شما نيستم [ كه خود دانيد و خرد خود ] 106 بمانند آن آيات گذشته آياتى بگوناگون مىآوريم ولى بيدينان ميگويند : ز ديگران درس گرفته اى و البته ما آن را براى آن گروه روشن و نمودار مىكنيم كه دانش دارند و ميدانند [ ز سوى حق رسيده ] 107 و خود بدنبال آن برو كه ز پروردگارت به تو الهام مىشود كه خدائى جز آفريدگار نيست ، و ز مشركان كه انبازى با خدا ميسازند روى بگردان 108 كه اگر خداى مىخواست و بسرنوشتشان كرده بود مشرك نمىشدند چه ما تو را نگهبان آنها نكرديم و نه تو خود نمايندگى آنان دارى . سخن مفسّرين : « قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ تا آخر » 105 طبرى : اين آيه دستور است بپيغمبر كه براى آن مردم مخاطب به اين آيات از « إِنَّ اللَّه فالِقُ الْحَبِّ - تا - اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ » كه با همه ى اين استدلال و توضيح آيات توحيد باز هم از خداوند رو گردان هستند و دل با بتها دارند ، بگو : اى مردم منحرف وسيله ى ديدن راه راست و تميز آن از گمراهى براى شما فراهم شده است . كشّاف زمخشرى : اين آيه وارد به زبان پيغمبر ( ص ) است ، و مقصود از بصيرت نور دل است چنان كه بصر نور چشم است . « وَما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ » 105 فخر : مفسّرين گفته‌اند : اين آيه پيش از امر بجهاد نازل شده است ، و پس از وجوب جهاد اين آيه منسوخ به آن آيات است و پيغمبر حفيظ و مواظب كفر و ايمان مردم است ، ولى اين ادّعاى مفسّرين دور از درستى است چون مفسّرين در هر مورد ميل دارند آيات را منسوخ معرّفى كنند ، در صورتى كه احتياجى به آن نيست . « وَكَذلِكَ نُصَرِّفُ » 106 مجمع : علىّ بن عيسى گفته است : تصريف كه مصدر « نصرّف » مىباشد يعنى معنى عام مشترك را در معانى متناسب پى در پى اجرا كردن و از آنها استفاده كردن .