ابراهيم عاملي ( موثق )

509

تفسير عاملي ( فارسي )

معنى لغات : فالق - از مصدر فلق بفتح فا بمعنى شكافتن ، فلق الرأس ، يعنى وسط سر النّوى - جمع نواة بمعنى دانه ى خرما ، اصباح - بمعنى صبح و اوّل روشنى روز ، يؤفكون - از مصدر افك با فتح همزه و سكون و فتح و كسر فاء و هم « افوك » با ضمّ همزه و فاء بمعنى دروغ گفتن ، از رأى و قصد منصرف كردن . سكن - آتش ، مهربانى بركت ، آنچه وسيله ى انس و آرامش باشد ، حسبانا - معنى حساب ، سهم و بخش - هاى كوچك و مفرد آن حسبانه با تاء مربوط ، خضر - شاخه ى تازه ، زراعت ، تره بار و بقول مانند بادنجان و پياز و غير آن كه سبز و تازه خورده مىشود ، جاى بسيار سبز طلع - قسمت اوّل از خرما كه نمودار مىشود . قنوان - جمع قنا با فتح قاف و قنى با كسر بمعنى خوشه ى خرما ، دانية - نزديك و در فاصله ى دسترس آدمى . ينعه - يعنى رسيدن آن ميوه . ترجمه : 96 همانا خدا است شكافنده ى دانه و هسته كه زنده از مرده برون آورد و مرده از زنده اينها كار خداوندى است پس شما را بكجا ز راه راست ميگردانند 97 او است كه تاريكى بشكافد و روشنى صبح نمودار كند و شب را براى آرامش ساخته و خورشيد و ماه بشمار نموده [ و جنبش و چرخ آن به اندازه كرده ] و اين اندازه - گيرى خداى برتر دانا است ، 98 و او است كه براى شما ستاره ها درست كرد تا در تاريكى بيابان و دريا راه خود بيابيد . اين آيات قرآن و نشانه هاى حقّ براى گروهى بگوئيم [ كه خرد دارند و درستى آن ] ميدانند ، 99 و همو است كه شما را از يك تن نمودار كرد و سپرده هستيد و آرام [ در پشت پدران و زهدان مادران و دگر اطوار زندگى تا برستاخيز ] همانا اين آيات را نمودار ، و ز هم جدا كرديم براى مردمى كه مىفهمند [ و درست ز نادرست جدا ميكنند ] 100 و خدا است كه ز آسمان آبى آورد و به آن همه گياهان برون آورديم كه از آن شاخه ى سبز برون آوريم و از شاخه دانه هاى