ابراهيم عاملي ( موثق )
499
تفسير عاملي ( فارسي )
تفسير حسينى : آرى قدم را با حدوث چه نسبت ، خاك و آب را با ربّ الارباب چه مناسبت بزرگى را از شناخت الهى سؤال كردند ، فرمود : كلّ ما خطر ببالك . فهو على خلاف ذلك يعنى هر جور در دل بگذرانى آن غير خدا است ، او خدا نيست آنچه در دل تو بيايد . هر چه آن بر هم نهاده دست عقل و حسّ و وهم كبريايش سنگ بطلان اندر آن انداخته حضرت مولانا جامى در شرح رباعيّات فرمودهاند كه معرفت و ادراك حقّ - سبحانه و تعالى ، باعتبار كنه ذات و تجرّد او از تعينات اسماء و صفات ، ممتنع است مر غير حقّ را ، زيرا كه از اين حيثيّت بحجاب عزّت محتجب است ، و به رداى كبريا مختفى ، مصراع : به خيال در نگنجد تو خيال خود مرنجان . مشتاق اصفهانى : بعقل نازى حكيم تا كى بحكمت اين ره نميشود طى بكنه ذاتش خرد برد پى اگر رسد خس بقعر دريا و امام علَّامه در اسرار التّنزيل فرموده : اى آنكه اشارت به تو محال و عبارت از تو و بال ، رباعى : كنه خردم در خور اثبات تو نيست مفهوم دلم هيچ جز آيات تو نيست من ذات تو را بواجبى كى دانم داننده ى ذات تو بجز ذات تو نيست « مَنْ أَنْزَلَ الْكِتابَ » 92 مجمع : آيه در جواب يهود است كه معتقد بتورات - بودهاند و بعقيده ى آنها كه گفتهاند : آيه در جواب مشركين نازل شده است ، اين جمله براى آن گفته شده است كه در نظر مشركين هم تورات مشهور بوده است . « تَجْعَلُونَه قَراطِيسَ تُبْدُونَها وَتُخْفُونَ كَثِيراً » 92 مجمع : ابن كثير و ابو عمرو اين جمله ها را با ياء خواندهاند و معنى چنين مىشود كه آنها چنين ميكنند ، و بقيّه با تاء خواندهاند ، يعنى شما چنين كارها ميكنيد . و مقصود از « تُبْدُونَها و تُخْفُونَ » صفات پيغمبر و اخبار بعثت آن حضرت است .