ابراهيم عاملي ( موثق )
500
تفسير عاملي ( فارسي )
طبرى : بقرائت بتاء خطاب با يهود است ، و آنها كه با يا خواندهاند معنى اين است كه مردم تورات خوان و معتقد بتورات آن را در كاغذها قرار ميدهند . « قُلِ اللَّه » - تفسير عبده : اين دستور بپيغمبر كه بگو : خدا تورات را فرستاده است ، دليل است بر اينكه آنها در دل منكر توحيد نبودهاند ، و بعضى صوفيها از جهل بلغت عرب و احكام شرع ، گفتهاند : اين جمله دلالت دارد كه جايز است بجاى ذكر كلمه ى « اللَّه » را به تنهائى مكرر كنند و بگويند ، در صورتى كه اين كلمه به تنهائى معنى ندارد و غلط است . تفسير حسينى : حضرت شيخ ابو سعيد ابو الحسين در كلمه ى « قل اللَّه » فرموده كه اللَّه ، بس و ما سواه ، هوس و انقطع النّفس ، حضرت شيخ الاسلام فرموده : كه « قل اللَّه » دل بسوى او دار « ثمّ ذرهم » غير او را فرو گذار ، شيخ شبلى قدّس سره با بعضى از اصحاب خود ميگفت : « عليك باللَّه و دع ما سواه » . چون تفرقه ى دل است حاصل زهمه دل را بيكى سپار و بگذر زهمه « ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ » 92 مجمع : اين دستور پيغمبر نه براى اين است كه بر پيغمبر دعوت به حق و منع از باطل لازم نيست ، و بر آنها بازى و سخن باطل جايز است ، بلكه براى تهديد و تخويف است كه اكنون آنچه ميخواهند بكنند ، عاقبت ما دانيم و آنها . « وَهذا كِتابٌ أَنْزَلْناه مُبارَكٌ » 93 مفسّرين نوشتهاند : مقصود از كلمه ى « مبارك » آن است كه قرآن تمام موجبات فرخندگى و خوشى را فراهم مينمايد و شامل تمام معانى « برك » است ، دائمى است و ثابت ، علوم سابقين و لاحقين در آن هست از خواندنش آمرزش گناه مىشود ، عمل بمفادش وسيله ى آسايش و سعادت است ، و فزونى دارد بر كتب آسمانى پيش از خود ، ناسخ آنها است و خود باقى است . « مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْه » 93 مجمع : يعنى قرآن تصديق مىكند كه تورات و انجيل حق است و درست ، و ممكن است مقصود اين باشد كه روش آنها را تصديق كرده است و به همان طرز وارد شده است ، وضع و وصف قرآن همانند گذشته ها است كه توحيد دارد ، تهديد و نويد دارد ، احكام و وظائف دارد ، اخبار و قصص هم دارد .