ابراهيم عاملي ( موثق )
498
تفسير عاملي ( فارسي )
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيات 91 تا 92 ] وَ ما قَدَرُوا اللَّه حَقَّ قَدْرِه إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّه عَلى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتابَ الَّذِي جاءَ بِه مُوسى نُوراً وَهُدىً لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَه قَراطِيسَ تُبْدُونَها وَتُخْفُونَ كَثِيراً وَعُلِّمْتُمْ ما لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَلا آباؤُكُمْ قُلِ اللَّه ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ ( 91 ) وَهذا كِتابٌ أَنْزَلْناه مُبارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْه وَلِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَمَنْ حَوْلَها وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِه وَهُمْ عَلى صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ ( 92 ) معنى لغات : قراطيس - جمع قرطاس بمعنى كاغذ ، ذر - از مصدر و ذر بمعنى ترك كردن و به حال خود گذاردن ، خوض هم - در كار مشكل مداخله كردن ، در آب فرو رفتن ، اسب در ميدان دويدن ، در بحث و گفتگو وارد شدن و هر يك رأى خود اظهار كردن . جهت نزول : طبرى و اسباب النّزول و ديگران : از سعيد بن جبير روايت شده است كه مردى يهودى حضور پيغمبر رسيد و بحث كرد و خشمناك شد و گفت : هيچ كتاب آسمانى نيست و موسى هم تورات نداشته است ، اين آيه در دنبال اين گفتگو نازل شد ، و از ديگرى نقل شده است كه در برابر ادّعاى قريش و مردم مكّه نازل شد كه ميگفتند كسى بر ما قدرت و توانائى ندارد . ترجمه : [ ولى اين بيدينان ] 92 جلال حقّ را بدرستى نشناختند كه گفتند : خدا از آسمان چيزى بر آدمى فرو نفرستاد . اى پيغمبر تو بگو : كتابى را كه موسى بروشنى و رهبرى مردمان آورد كى ز آسمان فرستاد كه شما بكاغذها بر جاى مىكرديد و پاره اى از آن آشكار مىنموديد و بسيارى از آن را نهفته ميداشتيد و چيز ها از آن ياد گرفتيد كه نه شما و نه پدرانتان ميدانستيد ؟ اى محمّد تو خود بگو : [ اين همه از ] خدا بود و ز آن پس بخودشان گذار تا در انديشه ى خويشتن سرگرم بازى شوند 93 و اين قرآن نامه اى است كه بفرخندگى فرستاديم و راست مىشمارد آن را كه جلو از آن بود تا مردم مكه و آنان كه به پيرامون آن هستند بيم و نويد دهد . و آن كسان كه رستاخيز باور دارند به آن مىگروند و نماز خود ز ديده دور نمىدارند . سخن مفسّرين : « وَما قَدَرُوا اللَّه حَقَّ قَدْرِه » - طبرى : يعنى بطور بايسته و شايسته رعايت جلال و عظمت خداوند نكردهاند .