ابراهيم عاملي ( موثق )

453

تفسير عاملي ( فارسي )

براى تو بر خود رحمت مىنويسد ، پس تو را دو كتاب است : يكى ازلى ، و يكى وقتى ، مقرّر است كه كتابت وقتى كتاب ازلى را باطل نميتواند ساخت ، مضمون اين آيت شربت شفاى است مر بيماران گناه را ، و شفا به شرط پرهيز است يعنى توبه و استغفار . قطعه : دردمندان گنه را روز و شب شربتى بهتر ز استغفار نيست آرزومندان وصل يار را چاره غير از ناله هاى زار نيست فخر : جمله ى اوّل بشارت است براى مؤمنين به پيدايش سلامتى و خوشى و اين جمله بشارت است بآمادگى رحمت از پس سلامتى ، و آن سلامتى يعنى نجات از ظلمات و تيرگيهاى جسمانى و گرفتاريهاى عالم مادّى ، و آن رحمت وصول به عالم باقى است و رسيدن بحقايق نور و روشنى و ترقّى تا مقام شهود جلال و جمال حقّ . « مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ » 54 مجمع : زجّاج گفته است : در معنى جهالت دو احتمال است 1 - نميداند كه كار بد است و مىكند . 2 - كار با عقل و خرد نيست و مانند عمل جاهلان است چون مىداند بد است ولى سود موقت نزديك را بر سود دائمى آينده برترى مىدهد . « وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ » 55 طبرى : ابن زيد گفته است : يعنى براى اينكه تو اى محمّد بدانى روش گناهكارانى كه از تو مىخواهند مؤمنين فقير را طرد كنى و از خود برانى . مجمع : قارىهاى مدينه « لتستبين » با تاء و « سبيل » با نصب خوانده‌اند ، و قرّاء كوفه غير از حفص بقيّه با ياء خوانده‌اند و « سبيل » را مرفوع قرائت كرده‌اند و زيد از يعقوب نقل كرده است « لتستبين » با ياء و « سبيل » را منصوب قرائت كرده است ، و بقيّه ى قارىها با تا و رفع « سبيل » خوانده‌اند ، و با اين قرائت كه مشهور است معنى جمله اين است : تا روشن شود روش مردم لجوج و سرسخت ، براى مؤمنين تا از آن دورى كنند و طريقه ى ديگر پيش گيرند . و بقرائتهاى ديگر اين