ابراهيم عاملي ( موثق )

430

تفسير عاملي ( فارسي )

است : 1 - ممكن است ادّعا داشته‌اند : كتاب و سخن معجزه نيست ، و مثل تورات و انجيل است كه آنها معجزه نبوده است . 2 - ممكن است چيزهاى فوق العاده مىخواسته‌اند مثل معجزات موسى و عيسى ، 3 - ممكن است چيزهاى عجيب مطالبه مىكرده‌اند براى سرسختى و آزار مثل فرود آمدن ملائكه و افتادن پاره چيزى از آسمان ، چنان كه در قرآن نقل شده است . 4 - ممكن است براى مسخره و ريشخند چنين چيزها ميگفته‌اند مثل گفتار آن كه در قرآن نقل شده است « اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ » يعنى اگر اينها از جانب تو است پس بر سر ما از آسمان سنگ بريز و يا به آزار دردناك ما را گرفتار كن . سخن ما : اين شعر مثنوى است در دفتر دوم حكايت ابله و خرس . آب كم جو ، تشنگى آور بدست تا بجوشد آبت از بالا و پست آب رحمت بايدت ، رو پست شو و انگهان خور خمر رحمت مست شو پنبه ى وسواس بيرون كن ز گوش تا به گوشت آيد از گردون خروش پاك كن دو چشم را از موى عيب تا ببينى باغ و سروستان غيب دفع كن از مغز و از بينى زكام تا كه ريح اللَّه درآيد در مشام هيچ مگذار از تب صفرا اثر تا بيابى از جهان طعم شكر كنده ى تن را ز پاى جان بكن تا كند جولان بگردان چمن فى ظلال : اعراب معجزه بمانند موسى و عيسى و ديگران ميخواستند ولى بدوران اسلام آدمى به آن پايه رسيده بود كه بتواند با خرد خود بسنجد و داورى كند اين است كه فكر بشر را محترم مىشمارد و با آنها بمانند انسان خردمند رشيد سخن مىگويد نه مانند شخص نادان و بىتميز كه بايد رفتار با او به سختى باشد تا فروتن شود و يا نابود گردد اين است مردم را از راه انديشه و خردشان رهبرى مىكند كه آوردن معجزه از قدرت خداوندى است ولى شما از مصلحت كار بيخبريد كه با دل شما سر و كار پيدا شده و بايد خرد خود به كار بريد تا حقيقت را دريابيد