ابراهيم عاملي ( موثق )

414

تفسير عاملي ( فارسي )

مقصود ابو طالب است كه مردم را جلوگير مىشد از آزار پيغمبر و خود دور مىشد از تصديق و پذيرش دستور آن حضرت ، و اين معنى صحيح نيست ، زيرا اين آيه دنباله ى آيات جلو است كه در وصف عموم مشركين است . مجمع : از محمّد حنفيه و ابن عبّاس و سدّى نقل شده است : يعنى مردم را جلوگير مىشدند كه سخن پيغمبر بشنوند و بپذيرند ، و خود نيز از آنحضرت دور مىشوند كه فرار كنند و گرفتارش نشوند ، و قتاده و مجاهد گفته‌اند : يعنى منع مردم مىكنند از شنيدن قرآن كه در دلشان جايگير نشود ، و دورشان مىكنند كه از اوّل قرآن بگوششان نرسد . ابو الفتوح نوشته است : و قول دگر آن است كه آيه در بو لهب آمد كه او اگر مجمعى و موسمى حاضر بودى كس خواستى كه رسول را عليه السّلام ايذا كند يا طعن زند ، او رها نكردى و نهى كردى براى خويشى را ، و ليكن خويشتن از او و از ايمان با دور داشتى . سخن ما : در جمله ى « وَجَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ » تا آخر در مثل فارسى مىگويند دلش از سنگ است و به گوش پنبه دارد ، چون انسان خود را مجهّز كند براى معارضه و جدل خواه ناخواه دلش سنگ شده است و بگوشش پنبه فرو رفته است نمونه ى اين گونه مبارزه ها هر كس هزاران مرتبه در ملتها و ميان افراد ديده و شنيده است ، و خود روشن است كه تعصّب و خشكى فكر و عقل بر يك محور محدود و معيّن مولود از تلقين خانواده و محيط و يا از خواسته هاى نفسانى مانند سود - پرستى ، جاه طلبى ، حسد و بدنفسى ، يا حرص و آزمندى ، انسان را كر و كور مىكند از اين كه خود را آماده كند براى توجّه بخارج محور محدود فكر و خوى خود و همين انحصار و محدوديّت است معنى « جعلنا » در آيه يعنى اثر و خاصيّت اين گونه فكر و سليقه همان است كه دل در پرده رود و گوش سنگين شود . و به هيچ گفتار و رفتار ديگر توجه نشود و البتّه اگر بتواند مانع ديگران هم مىشود ، و آيت دوّم اشاره به نتيجه ى اين خوى و خصلت است كه اگر در نتيجه ى تعصّب