ابراهيم عاملي ( موثق )
405
تفسير عاملي ( فارسي )
كه خدا عذاب از او بگرداند ، دوّم - با ضمّ يا و فتح را به صيغه ى مجهول ، و معنى اينطور است : هر كس عذاب را از او برگردانند مشمول رحمت است . « فَقَدْ رَحِمَه » 16 مجمع : يعنى هر كه را خدا آمرزيد و گرفتار عذاب نكرد او را مزد ميدهد ، و مقصود از اين جمله آن است كه گمان نرود فقطَّ گرفتارى نيست بلكه هر كه گرفتار نبود مزد دارد . و ممكن است معنى آيه اين باشد كه آمرزش و آسايش از عذاب فقط برحمت خداوند مربوط است و بس ، و روايت شده است پيغمبر سوگند ياد كرد بر اينكه كسى به عمل خود بهشت نمىرود ، بآنحضرت عرض كردند : شما هم ، فرمود : من هم ، مگر كه خدا ما را مشمول رحمت و فضل فرمايد . « وَإِنْ يَمْسَسْكَ اللَّه بِضُرٍّ » 17 ابو الفتوح نوشته است : عبد اللَّه عبّاس روايت كرد : كه رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم را كسرى پارس شترى فرستاد بهديّه ، يك روز رسول - صلى اللَّه عليه بر آن شتر نشسته بود ، و مرا رديف كرده ، در راه رو به من كرد مرا گفت : اى غلام گفتم : لبّيك يا رسول اللَّه ، گفت : خداى را نگاه دار تا تو را نگاه دارد ، و خداى را نگاه دار تا در پيش خودش يا بى ، و با خداى در راحت آشنائى بسيار كن ، تا در شدّت تو را شناسد ، و چون خواهى از خداى خواه ، و چون يارى طلبى از او طلب ، علم او برفت بهر چه بودنى هست ، اگر خلايق جهد كنند تا تو را نفعى كنند كه خداى تعالى به آن قضا نكرده باشد تو را نتوانند و اگر خواهند تا تو را مضرّتى كنند به تو كه خداى تعالى آن بر تو نوشته نباشد ، نتوانند ، اگر توانى صبر كنى با يقين بيك جاى بكن ، و اگر نتوانى صبر كن ، كه صبر بر آن كه تو آن را كاره باشى آن را در آن خيرى بسيار است ، و بدان كه نصرت با صبر است ، و فرح يا اندوه است ، و با دشخوارى خوارى است . اين بود نوشته ابو الفتوح . اين غزل حافظ هم اندك مناسبتى دارد : گر مىفروش حاجت رندان روا كند ايزد گنه ببخشد و رفع بلا كند