ابراهيم عاملي ( موثق )
397
تفسير عاملي ( فارسي )
چون در دين معيّن شده است درستى وحى و الهام ، مىتوانيم بفهميم كه اگرچه آدمى بموجودات آسمانى مانند موجودات زمينى مسلط نيست ولى بعضى ارواح بشرى ، بواسطه ى تناسب روحى ميان آدم و ملك ، ميتواند با طهارت روحى و علو نفس خود اين رابطه را دريابد و برقرار كند ، و البتّه اينها دو دستهاند : اوّل - آنها كه با امتياز در خلقت و عنايت خداوندى با ملائكه و فرستادگان خداوند رابطه دارند پيغمبران هستند ، دوّم - آنها كه با نهاد پاك و كوشش و رياضت و عمل صالح لايق الهام حقّ و بشارت بخير و صلاح از عالم بالا شدهاند ، مانند مريم مادر مسيح كه ملك به او نمودار شد در پيدايش عيسى و در بشارت بپيدايش آن حضرت . طنطاوى : در لطيفه ى سوّم دنباله ى اين آيات : معنى اين جمله آن است كه ملائكه اگر براى بشر نمودار شوند بايستى به صورت آدمى باشند ، و اين مطلب در علوم امروز ثابت شده است زيرا در علم ارواح از چگونگى نمودارى روح بحث كردهاند و به اين نتيجه رسيدهاند كه روح آن مرده كه براى زندگان ظاهر مىشود ، مقدارى از ثقل و جسم معمول « آن كه بخواب مانيتيسمى خواب رفته است » به خود مىگيرد ، و آن شخص معمول « بخواب شده » در آن مدت كه بخواب است و روح نمايان است ، به همان اندازه كه وسيله ى تشكل روح شده است از جسم او كم شده و او سبكتر است ، و عدّه اى از علماى اين فن تجربه كردهاند كه وزن معمول در آن مدّت خواب رفته نصف وزن قبلى خود را داشته است و ابزارى داشتهاند كه هنگام نمودارى روح سنگينى معمول را نشان مىداده است هر چه روح نمودارتر مىشده است وزن او سبكتر مىشده است تا نزديك به نصف مىشده است . و علماى روح شناس معتقد هستند كه روح داراى مادّه ى لطيفى است كه مدّتها با او هست و بجاى غلافى است براى او ، و مانند قالبى است كه وسيله ى نمايش آن جسمى است كه در هنگام احضار روح به نظر ما مىرسد . و چون ارواح بايستى به اين وسائل نمودار شوند ، پس در ملائكه كه لطيفتر هستند ناچار به غير اينطور