ابراهيم عاملي ( موثق )

376

تفسير عاملي ( فارسي )

پوشيد و دعا كرد ، سفره اى قرمز در ميان دو ابر فرود آمد تا در جلو آنها قرار گرفت عيسى گريه كرد و گفت : خداوندا توفيق شكر به من عنايت كن و اين سفره را وسيله نعمت و مهربانى و خوشى گردان نه موجب رسوائى ما ، آنگاه گفت : هر كدام شما نيكوكارتر هست با نام خدا آن را بخورد ، شمعون كه بزرگ آنها بود ، گفت تو سزاوار ترى آنحضرت برخاست و وضو گرفت و نماز خواند و گريه كرد و سرپوش را برداشت در آن ماهى بريانى بود كه تيغ و پولك نداشت و چربى از آن روان شده بود و در بالا سر آن حيوان نمك و در پائين سركه و در اطراف انواع سبزى بود بخربزه و بر آن پنج گرده نان بود كه بر يكى عسل نهاده بود و بر ديگرى زيتون و يكى پنير و يكى روغن و ديگرى گوشت قورمه ، شمعون گفت : اى روح اللَّه ، اين از خوراكهاى دنيا است يا از بهشت است ؟ فرمود هيچكدام ، ولى خداوند بقدرت خود ايجاد كرد بخوريد و شكر كنيد تا خدا بشما كومك كند و از فضل خود ببخشد . روح البيان : آنها كه در مائده ى مسيح شك كردند و منكر شدند و مسخ شدند به صورت خوك و بوزينه ، براى آن است كه مردم بدانند به صورت صفات و اخلاق خود بعالم ديگر نمودار ميشوند ، و چون صورت آدمى آنها حقيقت حيوانىشان را پوشانده بود ، آن صورت ظاهرى از آنها گرفته شد ، و حقايق صفات حيوانىشان نمودار گشت ، همانطور كه در حديث است : مردم بهر طور زندگى كنند با همان حالت و هوى و خاصيّت ميميرند ، و با هر وضع و حالت كه بميرند بعالم ديگر نمودار ميشوند « يموت النّاس على ما عاشوا فيه و يحشرون على ما ماتوا عليه » و مثنوى گفته است : هر خيالى كو كند در دل وطن روز محشر صورتى خواهد شدن چون خيال آن مهندس در ضمير چون نبات اندر زمين دانه گير زان كه حشر حاسدان روز گزند بيگمان بر صورت گرگان كنند حشر پر حرص سگ مردار خوار صورت خوكى بود روز شمار زانيان را كنده اندام نهان خمرخواران را بود گنده دهان گند مخفى كان بدلها ميرسيد گشت اندر حشر محسوس و پديد