ابراهيم عاملي ( موثق )

373

تفسير عاملي ( فارسي )

شكسته دست يا پا و غير اينها بگفته ى سفر لاويان باب 21 از انجام قربانى در معبد و ورود به آن جا ممنوع بودند چون ناپاك و گناهكار شمرده شده‌اند . و لايق عبادت خدا نبودند ، حضرت مسيح تمام اين قيود را شكست و همه را پاك كرد و لايق بندگى خدا قرار داد . و همين است معنى شفاى كور و پيس ، و زنده كردن مرده هم مقصود حيات روحانى است كه كافران بمانند مرده بوده‌اند و او با هدايت و راهنمائى آنها را زنده كرد . ( و سيّد احمد خان معتقد بمعجزه نيست ) « وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرائِيلَ عَنْكَ » 133 - ابو الفتوح : ممكن است جلوگيرى شرّ بنى اسرائيل از حضرت مسيح بواسطه آن باشد كه در دل آنها بيفتد كه متعرّض آن حضرت نشوند ، و ممكن است بواسطه ى پيشرفت حضرت مسيح باشد كه آنها بيچاره شدند و قدرت آزار نداشتند ، و ممكن است آن باشد كه چون خواستند او را بكشند ديگرى همانند او به آنها نمودار شد و او را بجاى عيسى كشتند . « وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ » 114 - ابو الفتوح : بعضى گفته‌اند : معنى اين وحى بمعنى الهام و در دل افكندن است ، مثل « اوحينا الى النّحل » يعنى به زنبور عسل الهام كرديم ، و ممكن است بمعنى فرمان باشد مثل « أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى » يعنى بمادر موسى گفتيم و فرمان كرديم ، و ممكن است بمعنى القاء و ايجاد باشد مثل « اوحى لها القرار فاستقرت » يعنى خداوند براى آسمان آرامش ايجاد كرد و بر آن آرامش انداخت ، او هم آرام بماند ، و ابو القاسم بلخى گفته است يعنى راجع به حواريين به عيسى وحى كرديم ، و حواريين خواصّ اصحاب مسيح بودند كه بگفته ى حسن بصرى گازر بودند ، مجاهد گفته است ماهىگير بودند ، و عدّه ى ايشان دوازده و چهل گفته‌اند . « قالُوا آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنا مُسْلِمُونَ » 114 - فخر : اوّل ايمان گفته‌اند چون ايمان حالت دل است و آنها بدل مؤمن بودند ، در مرتبه ى دوّم مسلمون گفته‌اند چون اسلام تسليم و سرسپردگى است آنها گفتند به ظاهر هم ما تسليم و فرمانبردار هستيم ، و چون در اوّل آيه يادآورى شده است نعمتهاى مسيح و مريم و آنچه