ابراهيم عاملي ( موثق )
372
تفسير عاملي ( فارسي )
امروزى آنها را معتبر نميدانند انجيل اوّل طفوليّت در قرن دوّم مسيحى فرقه ى ناستكسل آن را قبول داشتهاند و در آن انجيل چنين نقل كرده است : عيسى در پنج سالگى روزى با همسالان خود مجسّمه ى گلى ميساخت و هر كس از هنر خود تعريف ميكرد مسيح به آنچه خود ساخته بود فرمان داد آنها حركت كردند ، و چون فرمان بازگشت داد برگشتند ، آن بچه ها اين عمل را باولياى خود نقل كردند آنها گفتند : او جادو است از همنشينى با او دورى كنيد . و انجيل دوّم طفوليّت از نسخه ى اصلى يونانى ترجمه شده است كه از كتابخانه سلطنتى فرانسه بدست آمده بوده است . در آنجا نوشته است : عيسى در پنج سالگى روزى مشغول ساختن از گل به صورت مرغ بود ، يك يهودى ديد نزد پدر او يوسف رفت و گفت : در روز سبت فرزندت بگناه مجسّمه سازى مشغول است يوسف رفت و ديد و گفت اين چه كار است مگر نميدانى كه در امروز سبت اين كار حرام است ، عيسى دستها را بر هم زد و صدا كرد و گفت : بپريد و برويد و تا زندهايد مرا ياد كنيد ، آنها صدا كردند و پريدند . و ديگر معجزات بهبودى پيس و كور و زنده كردن مرده در انجيل متى و مرقس و لوقا نقل شده است كه چون از حضرت مسيح عليه - السّلام معجزه خواستند او آن را انكار كرد . و كلمه ى « ابرئ » كه در آيه است هم بمعنى بهبودى و بمعنى پاكى است و يهود بيمارى برص را دو دسته كرده بودند يكى ناپاك كه حق ورود بمعبد نداشت و ديگرى مصون از ناپاكى كه با انجام قربانىهاى معين حق ورود بمعبد داشتند چنان كه در تورات سفر - لاويان باب 13 اين مطلب ياد شده است و از انجيل متى معلوم مىشود كه يك نفر مبروص به او گفت : تو ميتوانى مرا پاك كنى مسيح او را لمس كرد و او طاهر شد آنگاه به او گفت : برو نزد كاهن و آن هديه كه موسى معيّن كرده بگذران و از اين كه اسم طهارت و پاكى ياد شده است معلوم است كه مقصود آن كس اين بوده است كه مسيح برص او را از دسته ى دوم و قابل ورود بمعبد قرار دهد . و چون چندين دسته مردم ناقص مثل كور ، لنگ ، گوژپشت ، پهنبينى ، قدكوتاه