ابراهيم عاملي ( موثق )
371
تفسير عاملي ( فارسي )
مجمع : كلمات ابن مريم اشاره است بنادرستى سخن مسيحيان كه مسيح خداى آنها است چون آنكه مادر دارد خدا نباشد . « تُكَلِّمُ النَّاسَ » 113 - فخر : عيسى در گهواره ميگفت : « إِنِّي عَبْدُ اللَّه آتانِيَ الْكِتابَ » من يكى از بندگان خدا هستم كه به من كتاب آسمانى دادهاند . و مقصود از اين جمله آن است كه مسيح داراى چنين خاصيت شريف منحصر به خود بود كه در بچگى و بزرگى سخن گفتنش يكسان بود . « عَلَّمْتُكَ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْراةَ وَالإِنْجِيلَ » 113 - فخر : بعضى گفتهاند مقصود از كتاب كتابت بمعنى نوشتن است ، و بعضى گفتهاند يعنى كتابخواندن و توانائى خواندن كتابرا به تو آموختيم ، و مقصود از حكمت علوم نظرى و علوم عملى است ، و پس از آن تورات و انجيل بخصوص برده شده است براى آن است كه شريفتر و مهمترين كتابها است ، و جهت ديگر هم ممكن است باشد كه اطَّلاع بر اسرار كتابهاى آسمانى وقتى فراهم مىشود كه شخصى ربّانى و عالم كامل در علوم شرعى و عقلى باشد ، پس او از همان كودكى مطَّلع بود بر اسرار انبياء و بزرگان . « فَتَكُونُ طَيْراً » - 113 - فخر : نافع « طائرا » با الف قرائت كرده است . « تُبْرِئُ الأَكْمَه » 113 - مثنوى گفته است : صومعه عيسى است خوان اهل دل هان و هان اى مبتلا اين دو مهل جمع گشتندى ز هر اطراف خلق از ضرير و شلّ و لنگ و اهل دلق بر در آن صومعه عيسس صباح تا ، بدم ، اوشان رهاند از جناح او چو فارغ گشتى از اوصاف خويش چاشتگه بيرون شدى آن خوب كيش جوق جوق مبتلا ديدى نزار شسته بر در با اميد و انتظار پس دعا كردى و گفتى از خدا حاجت اين جمله كانتان شد روا هين روان گرديد بىرنج و عنا سوى غفّارى و اكرام خدا تفسير سيّد هندى : دو كتاب بنام انجيل طفوليّت هست كه عيسوىهاى