ابراهيم عاملي ( موثق )
370
تفسير عاملي ( فارسي )
بر وزن فعله بفتح فاء و سكون عين بمعنى دميدن و پف كردن . اكمه - كور و شبكور ابرص - پيس . حواريّون - جمع حوارى ، شخص ناصح ، لباسشوى ، ناصر و ياور ، مائدة - غذا ، سفره ى غذا ، شكل دائره بر روى زمين . ترجمه : 113 [ و به آن روز ] خدا گويد : اى عيساى پسر مريم به ياد آر بهره - مندى خود و مادرت از من كه بسروش پشتيبانيت كردم تا بگهواره با مردم سخن بگوئى بمانند سخن گفتنت بروزگار كهولت و ميانه مردمى و آن روزگار كه به تو كتاب و دانش و تورات و انجيل آموختم و بفرمان من از گل چون پرنده مىساختى و به آن ميدميدى و بفرمان من مرغى پرنده مىشد و بفرمان من پيس و شبكور تندرست ميكردى و مردگان باذن من ز گور برميآوردى و جلوگير بدخواهى بنى اسرائيل از تو شدم بآنگاه كه تو نشانه هاى نمودار حقّ براىشان آوردى و كافرانشان گفتند : اين مرد كسى بجز جادوئى نمايان نباشد . 114 و به ياد آر آنگاه كه بدل حواريّون آوردم كه به من و پيغامبرم مؤمن شويد گفتند : ما مؤمن شديم و تو گواه باش كه سر سپردگانيم . 115 و آن روزگار كه حواريون گفتند : اى عيساى پسر مريم آيا پروردگار تو تواند سفره اى ز آسمان برايمان فرستد ؟ او گفت : اگر مؤمن هستيد ز خشم خدا از اين سخن بترسيد . 116 گفتند : خواهيم از آن خوريم و دل - هامان آرام شود و بدانيم : تو ما را [ در ايمان بخودت ] راستگو شمردى و ما ز گواهان بر قدرت حقّ باشيم . 117 عيساى مريم گفت : اى خداى پروردگار ما بر ما سفره اى ز آسمان فرست تا [ چنين روزى ] براى ما و آيندگانمان عيد باشد و نشانه از تو و بما روزى ده كه تو بهترين روزى دهندگانى . خدا بپاسخ او گفت : البتّه من آن را بر شما فرستم ولى آنكه از شما زين پس از دين برگردد همانا چنان آزارش كنم كه كسى از جهانيان را چنان نيازارم . سخن مفسّرين : « إِذْ قالَ اللَّه يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ » 113 - طبرى : اين آيه مربوط بآيات پيش است و معنى چنين است : بپرهيزيد از روزى كه خداوند پيغمبران را فراهم مىكند و بعيسى ميگويد .