ابراهيم عاملي ( موثق )
367
تفسير عاملي ( فارسي )
« مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ الأَوْلَيانِ » 110 ابو الفتوح حفص قارى « اسْتَحَقَّ » بفتح تاء و حاء قرائت كرده است ، و باقى با ضم تاء و كسر حاء « استحق » به صيغه مجهول خواندهاند ، و حمزه و ابو بكر و خلف و يعقوب « اولين » با تشديد واو به صيغه ى جمع خواندهاند كه مفرد آن اوّل معنى نخستين است و باقى قارىها « أوليان » خواندهاند كه مفرد آن اولى است بمعنى بهتر و مقدّم ، و حسن بصرى « اوّلان » خوانده است كه مثنّى است و مفرد آن اوّل بمعنى نخستين است ، و در معنى « اوليان » سه قول است ، 1 - سعيد جبير و عدّه اى گفتهاند : يعنى دو نفر كه بمرده و ميراث او مستحقّتر و نزديكتر هستند ، 2 - عبد اللَّه عبّاس و شريح گفتند يعنى دو نفر كه شايسته تر هستند و در سوگند ياد كردن . 3 - زجّاج گفت : دو - نفر از آنها كه مقدّم هستند در سوگند دادن طرفها . مجمع : چون آن وصيها ادّعا كردند كه ميّت چنين وصيّت و عملى كرده است وارثان و أولياى ميّت مدّعى عليه ميشوند . و چون مدّعى عليه بايد سوگند ياد كند پس آن دو وصى خود حقّ سوگند دادن دارند ، و اولى و مقدّم هستند بر سوگند دادن وارثان و اولياى ميّت ، و زجّاج گفته است : اين جمله ها دشوارترين جمله هاى قرآن است در اعراب و ارتباط جمله ها و كلمات به يكديگر ، و كلمه ى « أوليان » مرفوع است و بيشتر علماى بصره گفتهاند : بدل است از فاعل « يقومان » و معنى جمله چنين است : « فليقم الأوليان بالميّت مقام هذين الخائنين » . « ذلِكَ أَدْنى أَنْ يَأْتُوا » 111 مفسّرين در كلمه « ذلك » گفتهاند : يعنى اين حكم يا اين سوگند دادن . امام فخر اين جمله ها را تا آخر چنين معنى كرده است : اين حكم كه ما معيّن كردهايم ، نزديكتر است از اينكه آنها بتوانند شهادت بدرستى يا بنادرستى بدهند ، و ميترسند كه اگر مطابق گفتار اوّلشان سوگند ياد كنند ، سوگند به ورثه برگردانده شود و دروغ آنها واضح شود و مفتضح شوند . ابو الفتوح نوشته است : و خلاف كردند مفسّران در آنكه آن دو آيت مقدّم حكم آن منسوخ است يا نه ، عبد اللَّه عبّاس و نخعى و جبّائى گفتند كه حكم آيتها منسوخ