ابراهيم عاملي ( موثق )
365
تفسير عاملي ( فارسي )
ظرف قيمتى كه طلا بود و يا از نقره و منقّش و آراسته به طلا بود ديده شد كه از اموال ميّت بوده است و آنها تصرّف كردهاند ، چون وارثها بر آن دو مسيحى چنين ادّعا كردند ، آنها گفتند : ما فراموش كرديم بگوئيم كه ما از او خريدهايم ، چون بپيغمبر شكايت كردند آيت دوّم نازل شد ، « فَإِنْ عُثِرَ » تا آخر آيه ، و دو نفر از اختياردارهاى ميّت كه عمرو عاص و مطَّلب بن ابى وداعه بودند بلند شدند ، و سوگند ياد كردند كه آن دو مسيحى دروغ گفتند و خيانت كردند و پيغمبر آن ظرف را به آنها برگرداند ، و پس از آنكه يكى از آن دو مسيحى مسلمان شد مىگفت : خدا و پيغمبر راست گفتند ، من آن را تصرّف كردم و اكنون توبه ميكنم ، از حضرت امام باقر عليه السّلام نيز اين قضيّه روايت شده است كه جهت نزول آيه را چنين فرموده است . ترجمه : 109 اى كسانى كه مؤمن شديد بر وصيّت بهنگام فرا رسيدن مرگ يكى از شماها دو نفر مسلمان درستكار بايد گواه شوند . و اگر در سفر بوديد مرگ يكى فرارسيد ، براى وصيّت دو [ گواه مسلمان نبود ] گواه غير مسلمان بخواهيد و اگر در گواهى آنها دو دل شديد پس از نماز [ هنوز كه مردم از جماعت پراكنده نشدهاند ] آنان را بازداريد تا سوگند به خدا ياد كنند كه به اين گواهى بهائى نخواهيم گرچه بسود خويشان ما باشد و گواهى خداوندى و حقّ را پوشيده نداريم و گر چنين كنيم گناهكار باشيم . 110 و اگر نمودار شد كه آن دو [ دروغ گفتند و ] شايسته ى آزار گناه خود هستند دو نفر ديگر شايسته تر و واپيشتر بمال و ارث ميّت بجاى آن گواهان بپاخيزند و به خدا سوگند ياد كنند كه گواهى ما درستتر است از گواهى آنها و [ به اين گواهى دروغ نگفتيم و بر كسى ] ستم نكرديم و گر نه ما نيز از گناهكاران باشيم . 111 البتّه اين گونه گواهى و سوگند نزديكتر است به آنكه گواهى بدرستى دهند و يا بترسند كه پس از سوگند دروغ ايشان سوگندى بگردانند [ بوارثين و گواهان غير مسلمان رسوا شوند . پس يا از ترس بىآبروئى راست خواهند گفت و يا وارثين سوگند ياد مىكنند و درستى وصيت نمودار مىشود ] پس از خشم