ابراهيم عاملي ( موثق )
340
تفسير عاملي ( فارسي )
« مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّه » 91 روح البيان : بگفته ى امام فخر اين جمله ميفهماند كه خدا عهده دار روزى هر كسى است ، و گر نه ، نميگفت : از آن روزى كه خدا داد بخوريد و چون خدا متكفّل روزى است نبايد انسان غمّ روزى بخورد و خود را برنج بدارد ، و بايد توكّلش بوعده و احسان خدا باشد ، و از اين جهت در حديث است : تقوى پيشه كنيد ، و با خوبى و نيكى روزى طلب كنيد : حافظ گفته است : از آستان پير مغان سر چرا كشيم دولت در اين سرا و گشايش در اين در است ما آبروى فقر و قناعت نمىبريم با پادشه بگوى كه روزى مقدّر است در كوى ما شكسته دلى ميخرند و بس بازار خود فروشى از آن سوى ديگر است صائب گفته است : رزق اگر بر آدمى عاشق نمىباشد چرا ؟ از زمين گندم گريبان چاك مىآيد برون ؟ نقل كردهاند : عثمان مظعون حضور پيغمبر ( ص ) عرض كرد : بدلم ميگذرد كه خود را آخته كنم و از نيروى مردى محروم ، شما هم اين را تجويز ميفرمائيد ، آنحضرت فرمود : از اين افكار خود را دور بدار كه روزه وسيله ى جلوگيرى از نيروى مردى است و امت من بجاى آن كار بايد روزه بدارند ، مثنوى گفته است در شرح « لا رهبانيّة فى الاسلام » . هين مكن خود را خصى رهبان مشو ز انكه عفّت هست شهوت را گرو بىهوى نهى از هوى ممكن نبود هم غزا با مردگان نتوان نمود انفقوا گفته است پس كسبى بكن زان كه نبود خرج بىدخل كهن گرچه آورد انفقوا را مطلق او تو بخوان ، كه اكسبوا ثمّ انفقوا همچنين چون شاه فرمود اصبروا رغبتى بايد كزو تابى تو رو