ابراهيم عاملي ( موثق )
318
تفسير عاملي ( فارسي )
مجمع : حسن بصرى گفته است : يعنى دست خدا از آزار ما بسته است و فقط چند روزى ما را عذاب خواهد كرد ، و بعضى گفتهاند اين جمله به صورت استفهام و پرسش است . يعنى آيا خدا دستش بسته است كه زندگى را بر ما تنگ كرده است و ابو القاسم بلخى گفته است : ممكن است آنها چيزى گفته باشند و عقيده اى در مذهب خود ايجاد كرده باشند كه نتيجه اش اين است خدا گاهى بخيل است گاهى بخشنده . و با كرم ، پس در آيه بطور تعجّب و توبيخ نقل شده است . و ممكن است اين مطلب را براى مسخره و ريشخند به پيغمبر و مسلمين گفته باشند كه فقير و دست تنگ بودند يعنى خدا بخيل است كه بشما مخلصينش احسان نميكند ، و از فكر يهود دور نيست كه معتقد باشند : خدا گاهى بخيل است و گاهى بخشنده ، و حسين بن علىّ - مغربى گفته است : مردى مصرى يهودى بود ، به من گفت : دسته اى از يهود به اين عقيده بودهاند كه خدا گاهى بخيل و ممسك است و گاهى سخى و بخشنده . فخر : ممكن است چون در قرآن گفته شده است « مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّه » تا آخر ، يعنى چه مردمى تسليم هستند كه به فقرا احسان كنند و به قرض خدا حساب نمايند تا در عالم ديگر بيشتر بگيرند ، يهود كه اين را شنيدند گفته باشند : خدائى كه قرض ميخواهد فقير است و دست بزنجير بسته و عاجز ، و ممكن است كه معتقد بودهاند بر اصل فلسفه ى ايجاب كه وجود ذات حقّ بناگزيرى و الزام است ، و افعال او هم مثل وجود او الزامى است كه قدرت بر تغيير و تبديل ندارد ، و مقصودشان از اين جمله كه دست بزنجير بسته است ، آن است كه خدا قدرت ندارد بر تغيير و تبديل امور عالم . « غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا » 67 مجمع : حسن بصرى گفته است : يعنى در جهنّم دستشان بسته مىشود و در دنيا محكوم بپرداخت جزيه ، و در آخرت بتوقّف در آتش خواهند بود ، و ابى مسلم گفته است نفرين است در حقّ يهود كه خدا آنها را دست بسته بدارد ، زجّاج گفته است يعنى پيوسته محكوم ببخل و امساك و لئامت باشند ، چنانچه يهود بخيل ترين مردم هستند ، و يهودى ديده نميشود كه با سخاوت باشد