ابراهيم عاملي ( موثق )

314

تفسير عاملي ( فارسي )

علما و رؤساى آنها است . فخر : كلمه ى « كثيرا » براى آن است كه بعضى از آنها شرم ميكردند و دست به اين كارها نميبردند ، و كلمه ى « يسارعون » با اينكه براى كار خوب بايد گفته شود ، و براى كار بد « يعجّلون » بايد باشد ، ولى چون خودشان آن را خوب ميپنداشتند بموجب عقيده ى خود آنها « يسارعون » گفته شده است . « لَوْ لا يَنْهاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبارُ » ابو الفتوح : احبار علماء هستند و ربّانيّون آنهائى هستند كه علم و دين و علم الهى بدانند ، و بعضى گفته‌اند : احبار ، علماء يهودند ، و ربّانيّون ، علماى مسيحى . « فِي الإِثْمِ وَالْعُدْوانِ » 65 تأويلات كاشانى : يعنى خوى گرفته‌اند بر ذيله قوه ى ناطقه كه دورغ باشد ، و بستم كه رذيله ى قوه ى شهويّه است . « لَبِئْسَ ما كانُوا يَصْنَعُونَ » 66 ابو الفتوح نوشته است : نعمان بن بشير روايت كرد كه رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم گفت : مثل فاسقى در ميان قومى صالح كه او را نهى نكنند از منكر مثال جماعتى باشد كه كشتى باشد ميان ايشان بشركت ، در آن كشتى نشينند ، چون كشتى بميان دريا رسد ، يكى از ايشان تبرى برگيرد و كشتى شكستن گيرد ، او را گويند چكار ميكنى ؟ خود را و ما را هلاك خواهى كردن ، او گويد : در نصيب خود و حصّه ى خود تصرّف ميكنم ، اگر او را به اين گفتار رها كنند و دست او بدست فرو - نگيرند ، كشتى بشكند ، و او و ايشان غرقه شوند ، و اگر منع كنند او را ، او و ايشان سلامت يابند ، بيانش : قوله « وَاتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً » گفت بترسيد از فتنه ، يعنى عذابى كه فرو آيد ، خاصّه بظالمان نرسد ، مثال او آتش باشد كه چون در افتد تر و خشك بسوزد ، و صالح را از طالح بازنشناسد . فخر : در جمله ى اوّل براى گناهكاران و رشوه خواران گفته شده است : بد عمل ميكنند ، و در اين جمله براى خوددارى احبار و رهبان از راهنمائى و جلو - گيرى گفته شده است : « بئس ما يصنعون » فرق آن است كه صنع همان عمل است با استقرار و ثبات ، پس گناه علماى خوددار از جلوگيرى ، بيشتر است از مردم