ابراهيم عاملي ( موثق )
305
تفسير عاملي ( فارسي )
عرض كردم : علىّ را ديدم در ركوع نماز انگشتر خود را به فقير داد ، پس بايد او را دوست بداريم . پس از آنكه امام فخر حديثى هم از أبو ذرّ نقل مىكند چند اعتراض بر اين عقيده و معنى آيه مينمايد و مفصّل بحث مىكند ، اينك نمونه اى از آن اعتراضها 1 - چون آيت پيش « وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِه تا آخر » بهترين دليل بر امامت ابى بكر است اگر اين براى امامت علىّ باشد موجب ناسازگارى و تناقض ميان آيات قرآن خواهد بود . 2 - علىّ عليه السّلام بتفسير قرآن بهتر وارد بود از اين رافضيهاى ملعون و اگر اين آيه دليل امامت آنحضرت بود ، آن روز كه گفتهاند بحديث مباهله و غدير اثبات حقّ خود مىكرد بايد به اين آيه استدلال ميكرد و يا در محفلى به آن استدلال نمايد . 3 - علىّ عليه السّلام بقدرى در نماز از خود بى خبر بود كه چيزى حسّ نميكرد ، پس چگونه ممكن است متوجّه بسائل بشود و به او چيزى بدهد . 4 - مشهور آن است كه آن حضرت فقير بوده است پس چگونه بر او زكات واجب شده است و در نماز آن را انجام داده است ؟ 5 - . . . از اين اباطيل . روح البيان : در تأويلات نجميّه است كه دوستى خدا در دشمنى ما سوى اللَّه است كه آنچه جز خدا و خير و صلاح باشد ، دشمن شمرده شود چنانچه ابراهيم خليل گفت : « فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي إِلَّا رَبَّ الْعالَمِينَ » و دوستى پيغمبر در دشمنى نفس و هواپرستى است ، و دوستى مؤمنين در آن است كه با يكديگر برادرى كنند . تأويلات كاشانى : يعنى مؤمنين دوست شما آنها هستند كه به وسيله نماز ، خود را شاهد و حاضر ذات حقّ مىبينند ، و از بقاياى رذايل نفسانى آنچه مىتوانند دست برميدارند و ميدهند ، و در جميع اين احوال با ركوع و خضوع هستند و تسليم در برابر بقاء ابديت خداوندى كه خود را به هيچ نميشمارند و طغيان و سركشى ندارند . تفسير عبده : اگر چه عدّه ى زيادى نقل كردهاند كه آيه در حقّ على عليه السّلام نازل شده است ، ولى ظاهر كلمات و جمله ها مناسب با اين مقصود نيست و براى معرّفى حقيقت دوستى است در ميان مسلمانان كه فقطَّ خدا و پيغمبر و خود شما دوستى واقعى با يكديگر داريد ، و البته مؤمنين آنها هستند كه ركوع و فروتنى واقع