ابراهيم عاملي ( موثق )

298

تفسير عاملي ( فارسي )

همراه است ، و باز فرمود : هر كس عمل ملَّتى را بپسندد چه خوب و چه بد ، چنان است كه خود دست به آن كار برده است . و نيز فرمود : « المؤمنون كنفس واحدة » يعنى مسلمانان يك روح هستند در چند بدن ، و هم گفته ى پيغمبر است كه رابطه مسلمانان مانند وسائل ساختمان است كه هر يك ديگرى را تقويت مىكند . فخر : از ابو موساى أشعرى روايت شده است : به عمر گفتم نويسنده ى من مسيحى است ، او گفت : خدا تو را لعنت كند ، چرا از مسلمانان استخدام نكردى مگر اين سخن خداوند را نشنيده اى « لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصارى أَوْلِياءَ » ؟ گفتم دينش براى خودش و هنرش براى من ، گفت : چون خدا آنها را از ما دور كرده است من به آنها نزديك نميشوم ، من گفتم : براى اداره ى كارهاى بصره او را لازم دارم ، گفت : فرض كن او مرده است ، هر چه آنوقت خواهى كرد ، اكنون همان كار را بكن و ديگرى بجاى او انتخاب كن . تنوير المقباس ابن عبّاس : يعنى هر كس دوست يهوديها و مسيحيها شود ، در ولايت و اختيار دارى آنها است و در حفظ و امان خدا نخواهد بود . تفسير ابو السّعود : اين جمله سخت جلوگيرى مىكند از اظهار دوستى با مخالفين اگر چه در حقيقت دوستى با آنها نباشد . روح البيان : مقصود دوستى در دين و اتحاد در عقيده است و گر نه آميزش در معاملات و مشاغل زندگى با اختلاف در عقيده و دين ممنوع نيست . تفسير الميزان : مقصود از دوستى ، رابطه ى روحى و تأثير اخلاقى است كه نتيجه ى آن تغيير حال و ميل مسلمان است بكفر و بيدينى و مستلزم عوض شدن روح اجتماعى دينى و سعادت اخروى است بسوى هوىپرستى و پيروى شيطان ، و معنى جمله ى « مَنْ يَتَوَلَّهُمْ تا آخر » اين است : هر كه دوست يهود و مسيحى شود يك دسته اى از آنها است ، و مقصود از اين عضويّت آن است كه ايمان داراى مراتب است ، بعضى خالص است ، و بعضى مخلوط و تيره است بدوستى اغيار ، و همين ايمان تيره و مخلوط در جمله ى بعد معرّفى شده است به « فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ »