ابراهيم عاملي ( موثق )

281

تفسير عاملي ( فارسي )

« لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ » 44 فخر : خوارى آنها كه منافق هستند آشكارى نفاق و دروغ آنها و ترس از كشته شدن بدست مؤمنين ، و خوارى يهود در بدرى و كشته شدن و جزيه دادن آنها است . « سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ » 45 مجمع : تكرار اين جمله به منظور تاكيد و تشديد زشتى كار آنها است . « أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ » 45 فخر : كلمه ى سحت با ضمّ سين و حاء قرائت شده است و هم با ضمّ سين و سكون حاء و نيز با فتح سين و حاء و هم با كسر سين و سكون حاء . مجمع : از پيغمبر ( ص ) روايت شده است : سحت بمعنى رشوه در حكم است ، و از علىّ عليه السّلام نقل شده است : كه سحت رشوه در حكم است ، و مهر بزهكار ، و اجرت حجّام ، و مزد تلقيح حيوان و بهاى شراب و سگ و مردار . فخر : در معنى اين جمله چند وجه نقل شده است 1 - قضاة بنى اسرائيل دعواى آن را كه رشوه ميداد و بناحقّ بود قبول ميكردند و طرفش را كه حقّ مىگفت محكوم ميكردند ، پس هم دروغ ميپذيرفتند و هم حرام ميخوردند ، 2 - مالدارهاى يهود به فقرا پول ميدادند كه بدين يهود بمانند و مسلمان نشوند ، پس فقراى يهود دروغ اغنياء را ميشنيدند و براى اجتناب از اسلام مال حرام ميخوردند ، 3 - يهود شغلشان خوردن ربا بود ، و دين شان پذيرفتن دروغهاى علماى خودشان . « فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ » 45 مجمع : ظاهر از روايات شيعه آن است كه به - موجب اين جمله قاضى مخيّر است در قضاوت ميان كفّار . فخر : اختلاف است كه اين دستور براى چه موقعى بوده است : 1 - ابن عبّاس و مجاهد و زهرى گفته‌اند : براى مجازات عمل منافى عفّت بوده است . 2 - قتلى در يهود واقع شده بود كه ميخواستند نصف ديه بدهند چون به پيغمبر مراجعه كردند حكم فرمود بپرداخت ديت كامل 3 - اين دستور براى محاكمه ى كافران است كه در شرايط ذمه نيستند و معاهده و قرار داد با اسلام دارند ، به اين جمله قاضيها مخير شده‌اند در قبول قضاوت و خوددارى از آن ، 4 - اين جمله