ابراهيم عاملي ( موثق )
274
تفسير عاملي ( فارسي )
مجمع : از عبد اللَّه بن مسعود نقل شده است كه او اين طور قرائت مىكرده است : « و السّارقون و السّارقات فاقطعوا ايمانهم » و در مقدار دزدى كه مجازاتش دست بريدن است اختلاف است : اصحاب ما شيعه ها گفتهاند ربع دينار است ، و مذهب شافعى و اوزاعى و ابى ثور نيز همين است ، و از عايشه نقل شده است كه گفته است پيغمبر ( ص ) فرمود : اين حكم در ربع دينار است و آنچه بيشتر باشد . و ابو حنيفه و همفكرهاى او در ده درهم دزدى حكم ببريدن دست كردهاند ، و خوارج براى هر مقدار دزدى ، دست بريدن را لازم دانستهاند . و نيز مجمع نوشته است : در بريدن دست اختلاف است كه از كجا باشد ؟ بيشتر فقها گفتهاند از بند دست كه حدّ فاصل بازو و كف دست هست ، و شافعى گفته است در نوبت اوّل دزدى دست راست ، در دوّم پاى چپ در سوّم دست چپ در چهارم پاى راست ببرند ، و در نوبت پنجم حبس كنند ، ولى در نزد اصحاب ما فقهاى شيعه بايد از بن چهار انگشت بريده شود كه كف دست و يك انگشت ابهام بماند ، و در مرتبه ى دوّم پاى راست از ساق طورى بايد بريده شود كه پاشنه ى پا بجاى بماند براى ايستادن ، و در مرتبه ى سوّم تا زنده است بايد زندانى باشد ، و همين عمل از علىّ عليه السّلام روايت شده است . « وَاللَّه عَزِيزٌ حَكِيمٌ » 41 ابو الفتوح نوشته است : گويند مردى از ولايت عجم به حجّ ميرفت ، در كجاوه ( خانه اى مشبّك بگنجايش يك نفر بوده كه از چوب مى - ساختند و دو تاى از آن از دو طرف بر گرده ى قاطر و اسب و يا شتر ميبستند و دو نفر در آن مىنشستند ) نشسته بود و قرآن ميخواند ، به اين آيت رسيد و چنين خواند « و الله غفور رحيم » جمّال « شتردار » او را گفت : ما هذا ، خطا ميخوانى گفت : تو قرآن دانى ؟ گفت : نه ، و لكن دانم آنچه كه خواندى خطا است چه اين جايگاه لايق غفور رحيم نيست ، مرد جامع باز كرد ، گفت : راست گفتى و بخواند قوله ، « وَاللَّه عَزِيزٌ حَكِيمٌ » اعرابى گفت : « تعالى اللَّه ربّنا عزّ فحكم » . فخر : اصمعى گفت : سوره ى مائده قرائت ميكردم ، يك نفر اعرابى با من بود و من باشتباه خواندم « و الله غفور رحيم » آن اعرابى پرسيد : اين سخن كيست ؟