ابراهيم عاملي ( موثق )

242

تفسير عاملي ( فارسي )

مجمع : كينه و دشمنى مسيحيها با يكديگر در اين بود كه يك دسته نسطورى بودند كه گفتند عيسى پسر خدا است و ديگر يعقوبى كه معتقد بودند عيسى خدا است ، و ملكانّيه هستند كه ميگويند خدا عضو سوّم آفرينش است ، و دو عضو ديگر مسيح است و مريم ، و جعفر بن حرث گفته است : جهت اينكه خدا ايجاد دشمنى ميان آنها كرده است آن است كه : چون هر دسته اى از راه حق منحرف شد و نتوانست از آن طريق حقّ را از باطل تميز بدهد و بر عقيده ى خود دليلهائى داشت كه عقيده دسته ى ديگر را باطل ميدانست ، و همينطور بقيه ى فرقه هاى مختلف هر كدام دليلى بر عقيده ى خود و فساد ديگر عقايد داشتند ، پس انكار حقّ و عقايد مختلف باطل موجب شد كه آنها تحريك شوند بر دشمنى يكديگر ، و نيز گفته‌اند جهت ايجاد دشمنى آن است كه چون پيمان بندگى و اطاعت را در هم شكستند ، ما هم موجب نفرت هر يك دسته را از دسته ى ديگر در دل آنها انداختيم و در نتيجه دشمنى ميانشان توليد شد . تأويلات كاشانى : يعنى چون اسير خوى درندگى و علفخوارى شدند و شيطان بر آنها مسلَّط شد و از نور توحيد محروم شدند و از عالم قدس بدور افتادند و بعوالم پست مادّى گرفتار شدند ، پس در نتيجه ى اختلاف خواسته هاى مادّى ناچار شدند با يكديگر مخالف و دشمن شوند . تفسير عبده : در آخر تفسير اين آيات استدلال مفصّل بر معايب انجيل مسيحيها كرده است و در پايان مطالب خود نوشته است : يكى از فلاسفه ى هند با ديده انصاف در تاريخ اديان نگريسته و هر يك را با دقّت تحقيق كرده است ، و چون دولتهاى منتسب بدين مسيح زياد و نيرومند و داراى علوم و صنايع هستند ، در اين دين بحث و دقّت بيشتر كرده است ، پس از آن در دين اسلام دقيق شده است و آن را پذيرفته است و كتابى بانگليسى نوشته است بعنوان « چرا مسلمان شدم » ؟ و در آن تشريح كرده است برتريهاى اسلام را بر دينهاى ديگر و مهمترين برترى اسلام در نظر او اين است كه دين اسلام تاريخ صحيح محفوظ دارد و معلوم است