ابراهيم عاملي ( موثق )

243

تفسير عاملي ( فارسي )

كه مطالب آن همان است كه محمّد بن عبد اللَّه آورده است ، و آن شخص معيّن ، عربى بىسواد بوده است ، و در مدينه از شهرهاى عربى دفن شده است ، و موجب تعجّب او شده است كه اروپائى دين خود را به كسى منسوب ميداند كه او را از رتبه ى بشريّت بالاتر ميداند . و خدا ميشمارد ، و از تاريخ چنين موجود اطلاع كافى ندارد و انجيلهاى چهارگانه كه دارند اصل آنها معلوم نيست از كجا گرفته شده است ؟ و اطمينان نيست بتاريخ تأليف و اشخاص نويسنده ى آن ، بعلاوه ى همه ى اين - نواقص نتوانسته است از تاريخ مسيح مطلب مفيد و كامل بنويسد كه چنين شخص در جوانى چه جور بود و در بچگى چه ميكرد و چه طور پيشرفت كرد و تربيت و تعليم او چگونه بوده است ؟ البتّه مخلوقات خدا جور بجور هستند و سليقه و افكارشان مختلف است . سخن ما : جمله ى « قالَ اللَّه إِنِّي مَعَكُمْ » تا آخر اشاره است به اين مطلب كه مردم آن روز محتاج بيادآورى بودند ، انجام وظايف و خواندن نماز ، و دستگيرى از فقرا و كومك بپيشوايان و همكارى با نهضتها و تحوّلات و اطاعت از اصول تعليم و تربيت كه مجموع اين طور فكر و عمل موجب مىشود انسان موجودى بشود بوسيله ى عقل و اراده ى خود وابسته ى به خدا و آفريننده كه آنچه مىانديشد و مىكند از نظر خير و مصلحت است و خدا را اطاعت مىكند ، و البتّه اين طور انسان هميشه با خدا است و اگرچه همه ى موجودات وابسته ى به خدا هستند و او هر موجودى را در قدرت خود دارد ، ليكن چنين انسان بواسطه ى به كار بردن اراده و عقل خود در راه حقّ و حقيقت ميداند خدا با او است و از خود و آفرينش بى خبر نيست و از آن دسته نيست كه سعدى توصيف كرده است : دوست نزديكتر از من به من است وينت مشكل كه من از وى دورم چكنم با كه توان گفت كه دوست در كنار من و من مهجورم بلكه از آن دسته است كه جامى گفته است : ( شمع كاشانه ى اويم همه عمر ) . و جمله هاى آخر آيه « فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ » اشاره به -