ابراهيم عاملي ( موثق )
216
تفسير عاملي ( فارسي )
تجديد ميكردند تا تكليف معلوم شود ، سعيد بن جبير گفته است : از لام از سنگ سفيد بوده است ، حسن بصرى گفته است : سه چوبه ى تير بوده است ، در يكى فرمان خدا و در ديگرى نهى خدا نوشته بوده است ، و سوّمين را نانوشته مى - گذاشتهاند ، مجاهد گفته است : ازلام بجولهاى بازى ايرانى و رميها و تيرهاى عربها است . سدّى گفته است : ازلام تيرهاى غيبگوها است كه چون كسى كارى داشت نزد او ميرفت و اجرتى ميداد ، او تيرها را بر هم ميزد و يكى را برميداشت اگر در دلش رضايت و خوبى حسّ ميكرد ، آن را خوب ميدانست و مريد خود را اجازه ى انجام آن ميداد ، و اگر از آن تير احساس نفرت ميكرد ، او را منع مينمود . مجمع : در تفسير علىّ بن ابراهيم از امام باقر ( ع ) و صادق ( ع ) نقل شده است : ازلام ده چوبه ى تير بوده است كه هفتاى آن قسمت معيّن داشته است از مالى كه در معرض قمار بوده است به اين نامها : فذّ ، النّوام ، المسيل ، النّافس ، الحلس ، الرّقيب ، المعلَّى ، كه به ترتيب : اوّل يك سهم ، دوّم دو سهم ، سوّم سه سهم ، چهارم چهار سهم ، تا هفتم كه هفت سهم داشت و سه چوبه ى ديگر پوچ و محروم بوده است بنام : السّفيح ، المنيح ، الوغد ، اعراب شترى مىكشتند و بر چند قسمت تقسيم ميكردند ، تيرها را بدست كسى ميدادند كه يكايك بنام اشخاص برآورد آن كه تيرى سهمدار بنامش درميآمد استفاده ميكرد ، و آن كس كه از تيرهاى بى سهم و پوچ بنامش اصابت ميكرد بايد قيمت شتر را بدهد ، و اين قمارى بود كه در آيه از آن جلوگيرى شده است . ابو الفتوح : محمّد بن اسحاق گفت : در ميان كعبه چاهى بوده است كه هداياى آنجا را در آن مينهادند و بر سر آن هبل بت بزرگ قريش مستقر بود ، هفت چوبه ى تير در جلو آن بت گذارده بودند و بر هر يك چيزى نوشته بود : يكى ديت قاتل ، ديگرى : بلى ، ديگرى : نه ، ديگرى : از ما هست ، ديگرى : از ما نيست ، و ديگرى ملصق است و چسبيده ، و چون خواستند ديت قاتل بستانند يا نسب كسى را معيّن كنند ، يا صلاح و فساد كارى را تشخيص دهند ، نزد آن بت ميرفتند و ميگفتند :