ابراهيم عاملي ( موثق )
203
تفسير عاملي ( فارسي )
وفاى به آن ، پس سپردن لباس بجامه شوى و يا رنگرز خود قرارداد است اگر چه صيغه و ايجاب و قبول در آن نيست ، و همچنين دادن و گرفتن بليط كشتى يا راه - آهن خود قراردادى است و عقدى كه صاحب بليط بايد وسيله را مهيّا كند و خريدار از آن استفاده كند ، و همچنين داخل شدن بحمّام و سوار شدن وسائل نقليّه ، قراردادى است و عقدى كه صاحب اينها موظَّف است تا آخرين لحظه حقّ آن را كه وارد شده است رعايت كند ، و او هم موظَّف است حقّ و قيمت معيّن آنها را بپردازد ، پس سخن يا كارى را كه مردم قرارداد بشمارند عقد است و بايد وفا شود مگر آنچه در شرع ممنوع شده است . « أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الأَنْعامِ » 1 طبرى : بعضى مفسّرين گفتهاند : همه ى چهار پايان علفخوار هستند ، عدّه ديگر گفتهاند : مقصود بچه هاى شكم آن حيوانات است پس از كشتن آنها ، و از ابن عبّاس روايت شده است : روزى گاوى كشتند بچه اى در شكمش بود ، او دم آن را گرفت و گفت : اين است مقصود از « بَهِيمَةُ الأَنْعامِ » كه بر شما حلال شده است . ابو الفتوح نوشته است : و بنزديك ما مراعى بود ، اگر تمام خلق شده باشد و موى درآورده و روح در او نباشد ، حكمش اين باشد : كشتن مادر او كشتن او بود كه او بمنزله ى جمادى بوده است در شكم مادر ، پس او بمثابه ى بعضى احشاء شكم باشد و اگر تمام نشده باشد خلقش به هيچ وجه حلال نباشد ، و اگر تمام خلق شده باشد و جان در او بود واجب باشد كه او را بكشند تا حلال باشد چه اگر زنده از شكم مادر بگيرند و نه بكشند ، رها كنند تا بميرد ، مردار باشد ، ابو سعيد خدرى گفت : رسول را پرسيدم از جنين و بچه كه در شكم بهائم باشد گفت « ذكاته ذكاة امّه » كشتن او كشتن مادر باشد ، و آنچه مذهب است بيان كرده شد ، كلبى گفت مراد ببهيمه الانعام وحوشند چون آهو و گاو كوهى و خر كوهى ، و حمل كردن بر عموم اوليتر باشد . فخر : اعتراض شده است كه بهيمه بمعنى كليّه ى حيوانات است ، و انعام