ابراهيم عاملي ( موثق )

191

تفسير عاملي ( فارسي )

مغرور نبود و از بندگى خدا استنكاف نداشت . لَا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ « 172 مجمع : بعضى ادّعا كرده‌اند : از سبك اين آيه كه اوّل نام مسيح آورده و بعد اسم ملائكه ياد شده است فهميده مىشود كه آنها برتر از مسيح هستند ، ولى اين ادّعا درست نيست ، چون مقصود آن است كه ملائكه هم مانند عيسى بيپدر و بعلاوه بيمادر هستند و ساكن در آسمان و مانند مسيح ننگ از بندگى ندارند ، در اين مطلب نميفهماند كه در ثواب و مقام آنها از مسيح برتر باشند . سخن ما : 1 - جمله ى « كَلِمَتُه أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ » شايد معرّفى مسيح به كلمه براى آشنائى مردم باشد به اين كه تعجب نكنيد از پيدايش موجودى مانند مسيح كه وسيله جفتگيرى نر و ماده در آن نبوده است ، چون همانطور كه شما بىسابقه ى تركيب و موادّ ، الفاظ از خود ايجاد و انشاء ميكنيد و جمله ها و اشعار و خطا به نمودار ميكنيد و بيادگار ميگذاريد ، عيساى مسيح هم ايجاد و انشاء خداوندى است كه بوسيله ى مريم و توجه خداوند به او ، نمودار شده است و آثارش باقيمانده است . و جمله ى « رُوحٌ مِنْه » شايد توضيح جمله ى اوّل باشد كه مسيح از جهت بدن و خواصّ مادّى كلمه و ايجاد و انشاى خداوند است ، و از جهت روح و جان و لوازم انسانى مانند همه ى افراد بشر كه روحشان از عالم ديگر است ، او هم روحى است از طرف خداوند ، و غير از اين دو جزء چيز ديگر نيست كه اصل آفرينش و اقنوم تثليث باشد ، پس معتقد به سه اصل نباشيد و نگوئيد خدا سوم اصل ايجاد و خلقت است . 2 - جمله هاىَنْ يَسْتَنْكِفْ « تاَسَيَحْشُرُهُمْ » ممكن است اشاره باشد بملازمه ى اخلاق و خوى انسانى با طرز و طور حشر و زندگى در عالم ديگر ، چون كه خاصيّتهاى نفسانى موجب بقاى انسانى است در آن عالم پس استنكاف و احتراز شما از عبادت خدا كه مولود تعصّب و گردنفرازى است ، شما را به صورت زشت خود - خواهى و تكبّر بسوى خداوند محشور و زنده نمودار مىكند . و كيفر زشتى خود را خواهيد ديد ، ولى مسيح و ملائكه از چنين خوى و اخلاق بدور هستند ، و در