ابراهيم عاملي ( موثق )
185
تفسير عاملي ( فارسي )
خداوندى است ، چون جبرئيل بفرمان حقّ در يقه ى پيراهن مريم دميد . و بعضى معنى كردهاند : حيات و زندگى از طرف خدا به او عنايت شد . عدّه اى ديگر گفتهاند يعنى رحمتى است از جانب خدا ، چنان كه در آيت ديگر است « أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْه » و نيز گفتهاند : يعنى روحى از جانب خداوند به صورت مسيح آفريده شده و بسوى مريم فرستاده شد و در دهان او داخل شد . عدّه اى گفتهاند : معنى روح جبرئيل است و نتيجه ى معنى چنين است : خدا كلمه اى بمريم القا كرد و پس از آن جبرئيل از جانب خدا . ابو الفتوح نوشته است : و براى آتش روح خواند كه به او زنده باشند چنان كه بروح ، و بعضى ديگر گفتند : براى آن روح خواند او را كه خداى تعالى بر دست او احياى موتى كردى ، پس دست و دم او به آنچه رسيدى بر اين وجه زنده شدى . مجمع : از ابو عبيده نقل شده است : يعنى پيدايشى است از خداوند بى وسيله ى طبيعى و عمل جنسى و نطفه ، و بعضى گفتهاند : انتساب روح به خداوند براى احترام و رفعت مقام مسيح است مانند اين حديث « الصّوم لي و انا اجزى به » يعنى روزه براى من است و خود پاداش آنم . روح البيان : كلمه ى « روح » مربوط است « بكلمته » كه در جمله ى جلو هست ، و كلمه ى « منه » براى توصيف « روح » است و آغاز نمودارى آن و معنى چنين است : مسيح كلمه ى خدا است و روح نمايان شده ى از خدا ، و كلمه ى « من » به معنى تبعيض و نشاندادن قسمتى از يك چيز نيست ، چنان كه مسيحيها پنداشتهاند كه مسيح روحى است جدا شده و تقسيم شده از خداوند ، زيرا تجزيه و تقسيم بر - خداوند محال است ، روايت شده است : هارون خليفه ى عبّاسى طبيبى مسيحى داشت كه جوانى بود بسيار زيبا و مؤدّب بآداب مجالست پادشاهان ، هارون به واسطه ى دلبستگى به او ، پيوسته بقبول اسلام تشويقش ميكرد و او نميپذيرفت تا روزى در جواب اصرار هارون گفت : قرآن شما تصديق كرده است آنچه ما براى مسيح معتقد هستيم ، آنجا كه گفته است : « كَلِمَتُه أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْه » يعنى مسيح