ابراهيم عاملي ( موثق )

186

تفسير عاملي ( فارسي )

قسمتى از روح خدا است . اين سخن بر هارون دشوار آمد و علما را فراهم كرد كه حل اين مشكل كنند همه عاجز شدند تا آنكه گفتند : قافله اى از خراسان براى حجّ آمده‌اند و عالمى از مردم مرو در آن قافله هست بنام علىّ بن حسين واقدى و اوى متخصّص در علم قرآن است ، هارون احضارش كرد تا با آن طبيب مباحثه كند ، چون طبيب از معنى آيه پرسيد ، او بجواب درماند و بهارون گفت : خداوند مى - دانسته است كه من اينجا با اين شخص رو برو خواهم شد . البتّه در قرآن جواب اين اشكال معين است ولى من بخاطر ندارم ، بر خود لازم كردم كه نه بخورم و نه بنوشم تا اينرا از قرآن بيابم ، آنگاه به خانه اى تاريك رفت و در بر روى خود بست و به خواندن قرآن پرداخت تا رسيد به اين آيت سوره ى « جاثيه » « وَسَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ جَمِيعاً مِنْه » يعنى همه ى آنچه در آسمانها و زمين است از سوى خدا بفرمان شما است . آن عالم فرياد كرد : در را بگشائيد كه پيدا كردم ، چون بيرون آمد با طبيب در مجلس هارون حاضر شدند . گفت : اگر معنى جمله ى « وَرُوحٌ مِنْه » اين باشد كه مسيح پاره اى از روح خدا است ، پس معنى اين آيه هم بايد چنين باشد كه آنچه در آسمانها و زمين است قسمتى از وجود خداوند است . آن طبيب جواب نداشت و مسلمان شد و هارون خوشحال ، و جايزه ى مناسب بعلى بن حسين واقدى داد . چون بمرو برگشت كتابى نوشت بنام نظاير القرآن كه نظيرش نيست . در تأويلات نجميّه گفته است : چون روح بامر خداوند و جمله ى « كن » پيدايش يافته است و همچنين مسيح بىوسيله ى ظاهرى و ملاقات نر و ماده ، فقط بامر خدا پيدا شده است از اين جهت در قرآن « بِرُوحٍ مِنْه » معرّفى شده است ، و نيز براى اينكه روح موجب زندگى و حيات مردگان است و عيسى هم داراى اين خاصيّت بوده است كه مرده زنده ميكرده است ، و اگرچه اين روح در همه ى افراد بنى آدم بامر خداوند ايجاد مىشود ولى بوسيله ى مواد طبيعت و دسته هاى نر و ماده است كه از هر يك به ديگرى منتقل مىشود ، ليكن روح عيسى از ديگرى منتقل نشده است و مستقيم و بلا - واسطه عيسى پديدار شده است ، از اين جهت عيسى براى نمودار كردن روح و زنده