ابراهيم عاملي ( موثق )
178
تفسير عاملي ( فارسي )
مقصود نزديكتر باشد و مطلب را بهتر بفهماند ، نتيجه ى بلاغت و كمال سخن است ، نه دروغ و اغفال ، زيرا كه موسى بدرستى و حقيقت سخن ميشنيده است ولى تشخيص نميداده است : از كى است و از كجا است ؟ پس نسبت سخن گفتن به خدا مثل پرسيدن از قلعه است در جمله ى « وَسْئَلِ الْقَرْيَةَ » كه اغفال و دروغ نيست بلكه بيان حقيقت است بطورى كه بيشتر و بهتر بنتيجه برسد . و از روح البيان نقل كرديم كه فرّاء گفته است : چون كلمه ى « كلَّم » با « تكليما » گفته شده است مقصود سخن گفتن رو برو است ، پس چون موسى سخن ميشنيده است و بدرستى كسى با او سخن ميگفته است ، براى ايمان و تسليم يهود اين قضيّه مطابق فهم عربها با جمله اى گفته شده است ، كه آنها بفهمند سخن گفتن رو برو بوده است و يا باصطلاح بطور مشافهه بوده است . و چون در آيات ديگر تصريح شده است كه سخن خدا با بشر مستقيم نيست ، يا الهام است ، يا شنيدن آواز پشت پرده است ، و يا به وسيله ى فرستاده و رسول است مثل « وَما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَه اللَّه إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا » پس معلوم مىشود كه مقصود از سخن گفتن با موسى همان وحى است مثل ديگر پيغمبران كه بواسطه ى ايمان يهود با جمله ى « كَلَّمَ اللَّه » گفته شده است . و ممكن است بگوئيم : جمله ى « كَلَّمَ اللَّه » بيان حال و ذوق موسى است كه پس از مجاهدات و دلباختگى بحقّ به آن پايه رسيد كه آنچه ميشنيد كلام حقّ بود و آنچه ميديد نور و پرتو حقّ بود ، چنان كه از درخت آتش و شعله ى نور و حقيقت روشنائى ميديد ، پس چون بميعادگاه رفت و به آن جا رسيد كه انتظار شنيدن سخن حقّ داشت ، بطورى مجذوب شد كه جز قوّه ى شنوائى براى او نيروى ديگر نماند و همه ى آفرينش آواز شد و همه ى موسى شنوائى ، همه گفتن شد و موسى شنيدن ، بقول شاعر : سمت من همه او شد ، صفت من همه هو لا جرم كس من و ما نشنود اندر سخنم چنان كه در نقل مجمع البيان از امام كاظم ( ع ) نظير همين تصوّرات ما نقل شد .