ابراهيم عاملي ( موثق )

159

تفسير عاملي ( فارسي )

احتمال دوّم آن است كه : جمله ى « الَّذِينَ اخْتَلَفُوا » اشاره بيهود است كه اختلاف كردند و آن را كه بجاى عيسى كشتند فقطَّ به صورت همانند او بود نه بديگر پاره هاى تن ، و پس از مرگش ديدند بدن او غير از بدن مسيح است و گفتند : عجب است كه صورت مسيح در بدن ديگرى است . سدّى گفته است : شك و اختلاف اين بود كه يهود مسيح را با ده تن از حواريون در خانه حبس كردند ، آنگاه كسى از خود بدرون خانه فرستادند كه او را بياورد و بكشندش ، چون وارد شد خداوند او را به شكل عيسى مبدل كرد و عيسى را به آسمان برد ، چون يهود وارد شدند و او را ديدند كه عيسى است و كشتندش ، از آن پس گفتند اگر اين كه كشتيم مسيح است پس رفيق ما چه شد ؟ و اگر اين كشته رفيق ما است ، پس مسيح چه شد ؟ اين بود اختلاف و شكّ مردم آن زمان نسبت به مسيح عليه السّلام . مجمع : ابو علىّ جبّائى گفت : چون يهود وارد آن خانه شدند كه مسيح بود و از آنجا بآسمانش بردند ، آنها مسيح را نديدند ، ترسيدند مردم بيشتر بمسيح بگروند ، شخص ديگرى را گرفتند و بدار آويختند و نگذاشتند مردم نزديك بدار شوند تا او را نشناسند ، و شهرت دادند ما مسيح را كشتيم . « وَما قَتَلُوه يَقِيناً » 157 مفسّرين اين جمله را دو معنى كرده‌اند : 1 - اى پيغمبر ، يقين بدان كه او را نكشتند . 2 - آنها كه ميگفتند : ما او را كشتيم در كار خود قطع و يقين نداشتند و بشكّ بودند و دو دل كه آيا عيسى را كشته‌اند يا ديگرى را . « بَلْ رَفَعَه اللَّه إِلَيْه » 158 امام فخر : ابو عمرو كسائى لام را با يكديگر ادغام نموده و « برّفعه » قرائت كرده‌اند به صورت راء مشدّد ، و مقصود از بالا بردن عيسى بسوى خدا آن مقام است كه ديگرى را بدانجا دسترس نيست ، مانند « وَإِلَى اللَّه تُرْجَعُ الأُمُورُ » . « وَكانَ اللَّه عَزِيزاً حَكِيماً » 158 فخر : اين جمله اشاره است به اين مطلب كه بالا بردن مسيح در پيشگاه خداوند آسان است كه او كمال قدرت است و علم ، و