ابراهيم عاملي ( موثق )
145
تفسير عاملي ( فارسي )
ستم كرده است و دوباره بمنافقين پيوسته است كه جايز است آشكارا به او بد بگويند . ابو الفتوح : فرّاء گفته است : يعنى جايز نيست بدگوئى مگر نفرين بر ظالم يا نقل ستم ستمگر . سدّى گفته است : مقصود آن كس است كه انتقام بكشد از ظالم و دل خود را آرام كند و تشفّى نمايد : و از حضرت باقر عليه السّلام اين معنى روايت شده است ، و نظير اين معنى در آيات ديگر هست مثل « وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا » و عدّه اى آيات ديگر ، و روايت شده است كه پيغمبر ديد كسى به ديگرى بد ميگويد ، و آن كس بجواب او ميگويد « حسبي اللَّه حسبي اللَّه » يعنى اين كار تو را خدا تلافى كند ، آن حضرت فرمود : اوّل از خود اظهار حيات بكن ، و حرف حساب خود را بگو ، اگر عاجز شدى ، بگو « حسبي اللَّه » . و امير المؤمنين عليّ ( ع ) فرمود « ردّ الحجر من حيث اتاك فانّ الشّرّ لا يدفعه الَّا الشّرّ » يعنى اگر سنگى به تو آمد از همان راه آن را برگردان چون جلوگيرى از شرّ به اين است كه آن را بجاى خودش برگردانى . و عنصرى شاعر گفته است : و بهرى بردبارى نزد نادانى بود خارى و اندر بد ، بود رستن ، چو نرهاند نكوكارى متوكّل بابو العيناء گفت : تا كى مردم را هم مدح ميكنى و هم بد مىگوئى ؟ گفت : تا هر وقت آنها با من بد و خوب ميكنند ، نه بينى خدا از بنده كه راضى است ميگويد : « نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّه أَوَّابٌ » و آن را كه عملش ناپسند است توصيف كرده است : « هَمَّازٍ . مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ » . و بقرائت آن كه جمله ى « من ظلم » را بفتح ظاء خوانده است معنى چنين مىشود : به كسى بد نبايد گفت مگر بستمكار . بلخى گفته است : ضحّاك بن مزاحم معتقد بوده است كه جملات آيات مقدّم و مؤخّر شدهاند و دنباله ى آيات جلو است به اين طور « ما فعل اللَّه بعذابكم ان شكرتم و آمنتم الَّا من ظلم فانّ اللَّه يعذّبه » يعنى چه كار دارد خدا كه شما را عذاب كند اگر شاكر و مؤمن باشيد ، لكن آن كس كه ظلم كند خدا او را عذاب مىكند ، و هم ابو القاسم بلخى گفته است : ممكن است كلمه ى « إلَّا » بمعنى « واو » باشد و اينطور