ابراهيم عاملي ( موثق )

106

تفسير عاملي ( فارسي )

چيزيرا در دل كسى انداختن فليبتّكنّ - از مصدر بتك بفتح باء و سكون تاء بمعنى قطع كردن و بريدن . آذان - جمع اذن بمعنى گوش ، انعام - جمع نعم بفتح نون و عين بمعنى شتر ، گاو و گوسفند را نيز ميگويند . آمرنّ - از امر بمعنى فرمان ، غرور ، گول زدن و بيهوده بطمع انداختن . مأوى - جاى آرامش ، محيص - فرارگاه . قيلا - گفتار و قول و سخن . ترجمه : چون دانستيد كه مخالفت با پيغمبر و با روش مسلمين موجب آتش جهنّم است ، پس بدانيد كه خداوند 116 بجز شرك و پرستش خدايان گوناگون همه ى گناهان را ميامرزد البتّه از آنكس كه بسرنوشت كرده است و مصلحت بداند ، پس هر كه مشرك شود راه سعادت خود را گم كرده است و از رحمت خدا دور است ، اين 117 پرستشهاى باطل فقطَّ چند اسم ماده است [ مانند لات و عزّى و مناة ] كه بدرستى جز پرستش ديو رانده ى پليد نباشد كه خداى لعنتش كرده است 118 چه او گفت : خدايا همانا بخشى جدا براى خود از بندگانت بگيرم كه گمراهشان كنم ، 119 و بآرزوهاى دور و دراز وادارشان كنم و فرمان مىدهم گوش چهارپايان خود را بكنند [ و آنها را نشانه دار كنند براى قربانى بتها ] و آن حيوانات را بفرمان من از خلقت خداوندى دگرگون كنند پس آنكه ديو را بجاى خدا دوست خود گيرد بآشكار زيان برده است ، چه او بآدميان نويد ميدهد و آرزوهاى بيهوده در دلشان مىافكند و او جز گول زدنشان نويدى نميدهد . 121 چنين مردم [ كه دوست و گولخورده ى ديوند ] جايگاهشان دوزخ است كه راه فرار از آن نيابند 122 و آن كسان كه به خدا و به پيغمبر گرويدند و كارهاى نيك كردند به زودى در بهشتى درونشان كنيم كه رودها به آن روان بود و جاودان در آن بمانند . اين نويدى است راست و درست از خدا كه نشود كسى از خدا راست - گوىتر بود . سخن مفسّرين : « إِنَّ اللَّه لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ » 116 طبرى : يعنى اگر طعمة - ابن ابيرق مشرك نميبود و بر شرك و بتپرستى نمىمرد ممكن بود خدا او را و همانند او را بيامرزد ، ولى چون مشرك شد بهشت را بر خود حرام كرد .