ابراهيم عاملي ( موثق )
92
تفسير عاملي ( فارسي )
خود را با خود برد تا دعا كند و از راويهاى شيعه و سنّى همينطور نقل كردهاند . عبده : ابن عساكر از جعفر بن محمّد از پدرش نقل كرده است در تفسير اين آيه كه پيغمبر ابو بكر را آورد با اولادش و عمر را با اولادش و عثمان را با اولادش و على را با اولادش و ظاهر اين است كه اين جمله هاى آيه شامل عموم مسلمين است . طبرى : ابن حميد براى من حكايت كرد از جرير از مغيره از عامر كه پيغمبر ( ص ) مأمور شد بمباهله و پس از گفتگوى با مسيحيهاى نجران در ساعت ميعاد فرزندش حسن را در بغل گرفته بود و دست حسين را در دست داشت فاطمه در پشت سر آن حضرت حركت مىكرد ، چون با آنها رو برو شد براى انجام وعده دعوتشان كرد . پس از اين مطلب نوشته است : ابن حميد گفت : كه جرير گفت من به مغيره گفتم مردم روايت مىكنند كه علىّ هم جزء اين عدّه بوده است ، او گفت : شعبى نام آن حضرت را نبرده است ، نمىدانم بدبينى بنى اميّه نسبت به حضرت امير عليه السّلام موجب اين شده است يا در اصل حديث نام آن حضرت نبوده است . ابو الفتوح نوشته است : باتّفاق مراد حسن و حسيناند و در اينجا دليل است بر اينكه ايشان فرزندان رسولند ، و در اين آيه دليل است بر آنكه دخترزاده فرزند باشد و مرد چون وقفى كند بر اولاد ، و اولاد اولاد خود دختر در اينجا داخل شود و اين مذهب ما است و مذهب شافعى و آيت حجّت ما است و حجّت شافعى بر ابو حنيفه كه او گفت : دخترزاده در آن وقف داخل نبود به اين بيت استشهاد كرد : بنونا بنو أبنائنا و بناتنا بنوهنّ أبناء الرّجال الاباعد پسران پسران ما پسر ما هستند ولى پسران دختران ما فرزند مردان ديگرند . و شافعى گفت : من ظاهر كتاب خداى تعالى جلّ جلاله در آيتى محكم رها نكنم براى بيتى از شعر عرب كه توان گفتن او بر سبيل مبالغه گفته باشد و ممكن است او را با خويشان اهل خود خصومتى بوده است ايشان مراعات مصاهرت نكردهاند از سر آن رنج مىگويد .