ابراهيم عاملي ( موثق )
69
تفسير عاملي ( فارسي )
« بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّه » 39 طبرى : بعضى از اهل بصره كه عالم بلغات عرب بوده است كلمه را كتاب معنى كرده بمناسبت سخن عرب كه گويد : « انشدنى فلان كلمة كذا » يعنى فلان كس چنين كلمه اى براى من خواند يعنى چنين قصيده اى ولى اين ترجمه ى قرآن است برأى خود . مجمع : همه ى مفسّرين گفتهاند مقصود عيسى بن مريم است مگر ابو عبيده كه گفته است مقصود كتاب خدا است چون عرب قصيده را كلمه مىنامد اگرچه مفصّل باشد و جهت اينكه عيسى كلمه ناميده شده است : 1 - بكلام خدا موجود شده است نه بوسيله ى پدر . 2 - همانطور كه كلمه و كلام وسيله ى رهنمائى است عيسى هم وسيله ى رهنمائى است و به همان مناسبت كه روح اللَّه ناميده شده است بواسطه ى زنده شدن دين مردم به او مانند روح كه بدنها به آن زنده است . فخر : پنج معنى براى كلمه نوشته است كه معانى نزديك به يكديگر است ، و مناسب همان است كه عيسى كلمه اى است و بمنزله ى گفتارى است از خدا نه مثل ديگران مخلوقى با وسائل طبيعى . « وَسَيِّداً » 39 ابو الفتوح نوشته است : قتاده گفت : سيّد عالم و ورع باشد سعيد جبير گفت : حليم باشد . ضحّاك گفت : پرهيزگار باشد عكرمه گفت : آن بود كه خشم نگيرد . مجاهد گفت : آن بود كه بنزديك خداى گرامى باشد . سفيان ثورى گفت : آن بود كه حسد نبرد « فانّ الحسود لا يسود » حسود آقا نخواهد شد . خليل گفت : مطاع باشد . زجّاج گفت : آن بود كه در خصال خير بر سر آمده بود . احمد بن عاصم گفت : آن بود كه قناعت كند به آنچه او قسمت كرده باشد . ابو بكر ورّاق گفت : « الرّاضى بقضاء اللَّه » آنكه تسليم بفرمان خدا باشد . محمّد بن علىّ التّرمذى گفت : « المتوكّل على اللَّه » آنكه توكّل بر خدا كند ابو يزيد بسطامى گفت : بلند همت بود از آنكه با خود حديث دنيا كند و گفتهاند : آن بود كه بخيل نباشد . جابر بن عبد اللَّه انصارى روايت كند كه رسول عليه السّلام بنى سلمة را گفت : سيّد شما كيست ؟ گفتند : جدّ بن قيس با آنكه بخيل است . رسول عليه السّلام گفت :