ابراهيم عاملي ( موثق )
70
تفسير عاملي ( فارسي )
كدام درد است از بخل بىدرمانتر ولى سيّد شما آن مرد پيچيده موى بنام « عمرو ابن الجموح است . عبد اللَّه عبّاس گفت : با رسول عليه السّلام نشسته بوديم جماعتى درآمدند بر ايشان اثر و جامه ى سفر بود گفتند : يا رسول اللَّه در امّت تو سيّد بباشد ؟ گفت : بلى مردى كه او را مالى بود و سخاى ، و با درويشان نزديك باشد و مردم از او كم شكايت كنند . « وَحَصُوراً » 39 بيشتر مفسّرين معنى كردهاند : خوددار از آميزش با زنان بود بعضى از فقهاء خواستهاند از اين جمله استفاده كنند كه اين روش نيكو است چون يحيى به آن ستوده شده است و جواب دادهاند آنچه براى ملَّتهاى پيشين نيكو بوده است لازم نيست براى ما هم پسند باشد ( رسائل شيخ مرتضاى انصارى مبحث اصالة البرائة ) . « قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ » 40 طبرى : عكرمه و سدّى گفتهاند : چون بزكريّا بشارت دادند شيطان نزد او رفت و گفت : اين بشارت از شيطان بود و تو را مسخره كرد و اگر از جانب خدا بود مثل ديگر وقتها به تو الهام مىشد او براى آرامش خاطر اظهار تعجّب كرد و گفت : « اجْعَلْ لِي آيَةً » و احتمال است كه پرسش و تعجّب زكريّا براى آن بود كه از همين زن يا از زن ديگر فرزند خواهد داشت . « وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ » 40 ظاهر اين جمله آن است كه پيرى به من رسيد ولى اينجور استعمال در كلام عرب زياد است كه به عكس تعبير مىكنند . مثل : « طلع الثّريّا و انتصب العود على الحرباء » يعنى : ستاره ى ثريّا نمودار شد و چوب بر آفتابپرست نشست در صورتى كه مقصود اين است : آفتابپرست بر چوب نشست . و در اين جمله هم ظاهرا مقصود آن است كه من به پيرى رسيدهام . و عمر زكريّا را از نود و دو سال تا صد و بيست سال نوشتهاند كه در موقع بشارت خودش به اين پيرى و همسرش نود و هشت ساله بوده است . « أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ » 41 فخر : اين آيه را بسه جور تفسير كردهاند :