ابراهيم عاملي ( موثق )
60
تفسير عاملي ( فارسي )
از مظاهر طبيعت مفيد و شايسته خواهد بود كه با اطاعت از رهبر و فرمانرواى آدمى باشد و رهبر انسان در مرتبه ى اوّل عقل او است و در مرتبه ى بعد پيغمبر است كه به موجب حكم عقلايد اطاعت كرد از كسى كه خردمندتر از همه است و تفوّق فكرى و عقلى بر ديگران دارد و مصلحت مردم را بهتر از خودشان تشخيص مىدهد و نتيجه ى اين دو مرحله مرتبه ى سوّم است كه دوستى خدا است نسبت به انسان فرمانبردار و دوستدار خدا چون اگر كسى از راه صالح و شايسته طبق فرمان عقل و شرع باعمال مؤثر در زندگى مشغول شد البتّه هم نتيجه ى مادّى از كار خود مىبرد و هم در اجتماع با ارزش و محبوب مردم است و معنى دوستى خدا همين است كه شخص در زندگى فردى و اجتماعى منفى و منفور نباشد و بهره مند و موفّق باشد و موجودى باشد مؤثر و با ارزش و از كارگران شايسته و صالح در آفرينش خداوند باشد نه انگل و بىارزش . [ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 33 تا 37 ] إِنَّ اللَّه اصْطَفى آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْراهِيمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ ( 33 ) ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَاللَّه سَمِيعٌ عَلِيمٌ ( 34 ) إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْنِي مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ( 35 ) فَلَمَّا وَضَعَتْها قالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى وَاللَّه أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالأُنْثى وَإِنِّي سَمَّيْتُها مَرْيَمَ وَإِنِّي أُعِيذُها بِكَ وَذُرِّيَّتَها مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ ( 36 ) فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً وَكَفَّلَها زَكَرِيَّا كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ يا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّه إِنَّ اللَّه يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ ( 37 ) معنى لغات : ( اصطفى ) از مصدر اصطفاء بمعنى برگزيدن و انتخاب كردن ( ذرّيّة ) نسل و اولاد ( محرّرا ) از مصدر تحرير بمعنى آزادكردن . ( وضعت ) از