ابراهيم عاملي ( موثق )

59

تفسير عاملي ( فارسي )

نظير اين آيت و معنى جمع و تفرقت آن است كه ربّ العالمين گفت : ( وَلَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَكَلَّمَه رَبُّه ) ( جاء موسى ) عين تفرقت است ، و ( كلَّمه ربّه ) حقيقت جمع ، تفرقت صفت اهل تكوين است و جمع صفت اهل تمكين ، موسى در مقام تكوين بود كه چون خداى با وى سخن گفت از حال به حال گشت تا كس در روى وى نتوانست نگريستن و مصطفى اهل تمكين بود و در عين جمع لا جرم در وقت رؤيت و مكالمت در حال استقامت و تمكّن بماند و يك موى بر اندام وى متغيّر نگشت ، ثمره ى روش موسى با تفرقت اين بود كه ( وَقَرَّبْناه نَجِيًّا ) ثمره ى كشش مصطفى در عين جمع اين بود كه ( دَنا فَتَدَلَّى ) . نتيجه ى استفاده از شرح اشعة اللَّمعات جامى : آخرين درجه دوستى آن است كه محبوب را آئينه ى خود بيند و نيز خود را آئينه ى دوست بيند تا اين شعر وصف حالش بشود : هر گه كه در صفاى رخ يار بنگرد گردد همه جهان بحقيقت مصوّرش چون باز در فضاى دل خود نظر كند بيند چو آفتاب رخ خوب دلبرش « أَطِيعُوا اللَّه وَالرَّسُولَ » 32 مفسّرين نوشته‌اند : چون در آيت پيش دستور دوستى خدا با فرمانبرى از پيغمبر ( ص ) نازل شد منافقين مثل عبد اللَّه بن ابىّ و ديگران گفتند : محمّد دوستى خدا را با فرمان خود يكى دانسته و مىخواهد مردم او را مانند عيسى دوست بدارند . در جواب گفتگوى آنها اين آيه نازل شد كه اطاعت از پيغمبر براى اطاعت از خدا و رسيدن نتيجه ى آن به خود شما است كه آمرزش گناهان باشد . سخن ما : آيت 31 « فَاتَّبِعُونِي ) * - الخ » در اين گفتگوى با مردم توجّه مىدهد به يك واكنش كه خواه و نخواه اگر دوستى پيدا شد نتيجه ى ديگرى در دنبال دارد كه فرمانبرى از پيغمبر باشد و بهره آن برگشت همان دوستى است بسوى خود مردم و حقيقت دوستى خدا بيداردلى است و توجّه به آفرينش خداوند و استفاده از آنچه در طبيعت بقدرت او به اختيار انسان گذارده شده است و غنيمت شمردن زيبائيها و انواع بهره ها كه هر كس بموجب استعداد مخصوص به خود مىتواند نيروى خود را در قسمتى به كار برد و از آن بهره مند شود ، و البتّه وقتى صرف وقت و نيرو در بهره بردارى